دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٤٦
٤٨ - فأجره بني الدنيا
عليك لشأنهم ***** دنيّ و أجر المخلّصين جزيل
٤٩ - فإن فاتني ادارك يومك سيّدي ***** و أخّرني عن نصر جيلك جيل
٥٠ - فلي فيك أبكار لوفق جناسها ***** أصول بها للشامتين نصول
٥١ - لهارقّة المحزون فيك و خطبها ***** جسيم على أهل النفاق مهول
٥٢ - يهيم بها سرّ الولي مسرّة ***** و ينصب منها ناصب و جهول
٤٦ - و آن اشك نيست مگر درباره تو نفس گرانقدرى است كه سوزش اندوه
آن را باز نموده و سپس جارى مىشود.
٤٧ - درباره تو گويندگان جدا شدند پس خودپسندها و خودبينها بسيار و صاحبان اندوه بر تو اندك است.
٤٨ - و پاداش فرزندان دنيا بر تو براى كارشان كم و پاداش مخلصين فراوانست.
٤٩ - و اگر فوت شد از من ادراك روز تو اى آقاى من و مرا از يارى كردن تو روزگار به تأخير انداخت.
٥٠ - پس مرا در حق تو اشعار بكريست كه براى توافق جناس آن قواعدى است كه براى شماتتكننده تيرهاييست.
٥١ - براى آن رقت دربارهى تو غمگين است و ناگوارى آن بر اهل نفاق بزرگ و خطرناك است.
٥٢ - قلب دوست از خوشحالى به آن فريفته مىشود و از آن دشمن كينهتوز و نادان سيهروز، دشمنى مىكند.