دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٤٣
١ - و آرزوهاى من به قرب شما موجب روسپيدى و سربلندى مىشود چنانچه روزى در كربلا كشتهاى (حسين (ع)) موجب سربلندى و روسفيدى شد.
٢ - كشتهاى كه آسمان از غصه بر او گريه كرد و بر آن اشك فراوانى ريخت.
٣ - و زمين پهناور بر فقدان او لرزيد و براى امام به زمين اندوه و حزنى ظاهر شد و نيز زمينهاى نرم بر او گريستند.
٤ - آيا فراموش كنم حسين را كه هدف تيرها قرار گرفته بود و اسبهاى دشمنان ظالمانه بر او جولان مىكردند.
٥ - آيا از ياد ببرم او را وقتى كه زمين به او از رفتن تنگ شده بود
و اشاره به يارانش كرده و مىفرمود:
٦ -: اعيذكم باللّه أن
تردوا الرّدى ***** و يطمع في نفس العزيز ذليل
٧ - ألا فاذهبوا فالليل قدمدّ سجفة ***** و قد وضحت للسالكين سبيل
٨ - فثاب إليه قائلا كلّ أقيل ***** نمته إلى أزكى الفروع اصول
٩ - يقولون و السّمر اللدان شوارع ***** للبيض من وقع الصّفاح صليل
١٠ -: أنسلم مولانا وحيدا إلى العدى ***** و تسلم فتيان لنا و كهول؟
٦ - به خدا پناه مىبرم از اينكه در جان عزيز شما ذلّت و خوارى
وارد شود.
٧ - بدانيد كه شب تاريكيش را كشيده، پس برويد! و هماكنون راه براى روندگان باز و گشاده است.
٨ - پس به سوى او برجست در حالىكه گوينده هر سخن بود كه آيا فروع، پاكترين اصول و خاندان را واگذارد؟!
٩ - مىگفتند و شمشيرها در اين وقت كشيده و براى شمشير خوردن به يكديگر چكاچك صدا بلند بود.
١٠ - آيا ما آقاى خود را تنها به دشمن تسليم كنيم و جوانان و پيران
ما به سلامت باشند.
١١ - و نعدل خوف الموت
عن منهج الهدى ***** و أين عن العدل الكريم عدول؟
١٢ - نودّ بأن نبلى و ننشر للبلى ***** مرارا و لسنا عن علاك نحول
١٣ - و ثاروا لأخذ الثار قدما كأنّهم ***** اسود لها بين العرين شبول
١٤ - له من عليّ في الخطوب شجاعة ***** و من أحمد عند الخطابة قيل
١٥ - إذا شمخت في ذروة المجد هاشم ***** فعمّاه منها جعفر و عقيل
١١ - و ما از ترس مرگ از راه هدايت منحرف شويم و از عدل خداى كريم
كجا عدول كنيم؟
١٢ - دوست داريم به اينكه ما كشته شويم و باز براى كشته شدن مكّرر زنده شويم و بميريم و ما از تو برنمىگرديم.
١٣ - و قيام كردند براى خونخواهى از قديم كه گويا ايشان شيرانى هستند در منازلشان كه بچههايشان همراه آنهاست. تا آنجا كه گويد:...
١٤ - براى او از على (ع) در جنگها شجاعت و دليرى و از احمد (پيامبر خدا) در موقع خطابه سخنوريست.
١٥ - هرگاه هاشمى از پلّهى شرافت بالا رود پس عموهاى او جعفر و
عقيل خواهد بود.
١٦ - كفاه علوّا في
البرية أنّه ***** لأحمد و الطّهر البتول سليل
١٧ - فما كلّ جدّ في الرّجال محمّد ***** ***** و لا كلّ امّ في النساء بتول
١٨ - حسين أخو المجد المنيف و من له ***** فخار إذا عذّ الفخار أثيل
١٩ - أري الموت عذبا في لهاك و صابه ***** لغيرك مكروه المذاق وبيل