دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٤٢
٥٣ - قومى فرزندان على (ع) را شديدا از آبشخوارهائى كه تشنگان به آن سيراب مىشوند، منع نمىكردند.
٥٤ - اى رفيق من! هرگاه به كربلا آمدى بر اين قبرها و نشانهها مرا طواف بده!
٥٥ - اى مرد! گريه كن بر اين ماههايى كه در خاك غروب كرده بعد از
كمالش كه نورشان تاريكىها را فراگرفت.
٥٦ - وابك الشفاة التي
لم تر و من عطش ***** لكن عليهنّ من سيل الدما بلل
٥٧ - يا آل أحمد يا سفن النجاة و من ***** عليهم بعد ربّ العرش أتّكل
٥٨ - و حقّكم ما بدا شهر المحرّم لى ***** إلاّ ولي ناظر بالسهد مكتحل
٥٩ - و لا استهلّ بنا إلا استهلّ من ***** الأجفان لي مدمع في الخدّ منهمل
٦٠ - حزنا لكم و مواساة و ليس لمملو ***** ك بدمع على ملاّكه بخل
٥٦ - و گريه كن بر لبهايى كه از تشنگى تر نشدند ولى بر آنها از
جريان خون ترى و رطوبت بود.
٥٧ - اى آل احمد اى كشتىهاى نجات و كسانىكه بعد از پروردگار عرش بر ايشان اعتماد دارم.
٥٨ - و حق شماست كه ماه محرم بر من طلوع نكند مگر آنكه مرا چشمانى باشد كه به بىخوابى سرمه شود.
٥٩ - و طلوع نكند به ما مگر آنكه از مژگانم اشك در گونهام شروع و چون باران تند جارى باشد.
٦٠ - براى اندوه و مواسات با شما و براى مملوك و غلام بخلى در
ريختن اشك بر مالكينش نباشد.
٦١ - فإن يكن فاتكم نصري
فلي مدح ***** بمجدكم أبدا ما عشت تتّصل
٦٢ - فدونكم من (علىّ) عبدكم ***** فريدة طاب منها المدح و الغزل
٦٣ - رقّت فراقت معانيها الحسان فلا ***** يماثل الطول منها السبعة الطول
٦٤ - أعددتها جنّة من حرّ نار لظّى ***** أرجو بها جنّة أنهارها عسل
٦٥ - صلّى الآله عليكم ما شدت طربا ***** ورق على ورق و الليل منسدل
٦١ - و اگر يارى من از شما فوت شد پس مدح و ثناى من به بزرگى شما
همواره مادامىكه زنده باشم متصل است.
٦٢ - و پيشكش شما از من بنده و غلام شما اين قصيدى ممتازى كه مدح و غزل دلپذير است.
٦٣ - رقيق و روانست و معنايى نيكو و روان دارد كه شبيه به هفت قصيدهى طولانى نيست.
٦٤ - من آنرا مهيا كردم براى اينكه سپرى باشد از سوزش آتش برافروخته و به آن بهشتى را كه جوىهايش عسل است، اميدوارم.
٦٥ - درود خدا بر شما باد مادامىكه بلبلى بر گلى از خوشى نغمهسرايى كند و شب بر جهان پردهى تاريكى افكند.
***
قصيده ششم:
١ - و تعلق آمالى غرورا
بقربكم ***** كما غرّ يوما بالطفوف قتيل
٢ - قتيل بكت حزنا عليه سمائها ***** و صبّ لها دمع عليه همول
٣ - و زلزلت الارض البسيط لفقده ***** و ريع له حزن بها و سهول
٤ - أ أنسى حسينا للسهام رميّة ***** و خيل العدى بغيا عليه تجول؟
٥ - أ أنساه إذ ضاقت به الأرض مذهبا؟ ***** يشير إلى أنصاره و يقول