دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٣٢
٥٦ - وقتى تاريكى شب فرا مىرسيد نمازشان آنرا زينت مىداد نمازى كه عدد كمش بهشمارش نمىآيد.
٥٧ و ٥٨ - بايست تا دربارهى خانهاى سئوال كنيم كه اركان و نشانههاى آنرا بليّات بعد از درس گفتن زبور آن ويران كرده است.
٥٩ - چهوقت خورشيد در آن روز غروب كرد و افق آنرا تاريك كرد تاريكشدنى از ماههاى تمام آن.
٦٠ - ماههائى در زمين كربلا بود كه مرگ دور آنها گرديده و آنها را
از روى زمين به قبرهايشان فرود آورد.
٦١ - كواسر عقبان عليها
تعاقبت ***** بغاث بغات إذ نأت عن و كورها
٦٢ - قضت عطشا و الماء فلم تجد ***** لها منهلا إلا دماء نحورها
٦٣ - عراة عراها وحشة فأذاقها ***** ***** و قد رميت بالهجر حرّ هجيرها
٦٤ - ينوح عليها الوحش من طول وحشة ***** و تندبها الاصداء عند بكورها
٦٥ - سيسأل تيم عنهم و عدّيها ***** أوائلها ما أكّدت لأخيرها
٦١ - لاشخورهاى بزرگ شكنندهاى كه دنبال مىكردند پرندههايى را كه
كند در پرواز بوده و از آشيانههايشان دور مانده بودند.
٦٢ - تشنه از دنيا رفت و آب موج مىزد پس راهى به آن پيدا نكرد مگر خون گلويشان.
٦٣ - برهنگانى كه وحشت آنها را برهنه كرده و روى زمين داغ انداخته، پس با ايشان شدت گرما را چشانيد.
٦٤ - حيوانات وحشى بر آنها از طول وحشت نوحه مىكرد. و جغد در اول روز، بر آنها ناله مىكرد.
٦٥ - بزودى از (تيم) و (عدى) پرسيده مىشود از بزرگان آنان چون ابو
بكر و عمر آنچه را كه تأكيد براى پسينشان نمودند.
٦٦ - و يسأل عن ظلم
الوصىّ و آله ***** مشير غواة القوم من مستشيرها
٦٧ - و ماجرّ يوم الطفّ جور اميّة ***** على السبط إلا جرأة ابن أجيرها
٦٨ - تقمّصها ظلما فأعقب ظلمه ***** تعقّب ظلم في قلوب حميرها
٦٩ - فيا يوم عاشوراء حسبك إنّك ***** المشوم و إن طال المدى من دهورها
٧٠ - لأنت و إن عظّمت أعظم فجعة ***** و أشهر عندي بدعة من شهورها
٦٦ - و سئوال مىشود از ظلمى كه به وصى و آل پيامبر نمودند،
راهنماى گمراهان قوم از راهجويان آن.
٦٧ - و در روز عاشورا ستم بنى اميه را بر نوه رسول اللّه (ص) جارى نساخت مگر جرئت فرزند مزدور آن (يزيد بن معاويه).
٦٨ - لباس خلافت را از روى ستم دربر كرد پس از پىآمد ظلم او كه دنبال كرد ظلمى در دلهاى خرصفتان.
٦٩ - پس از اين اى روز عاشورا تو را كه روز نامباركى هستى بس است هرچند كه مدتى از روزگار آن، گذشته است.
٧٠ - هر آينه تو و اگرچه بزرگترين مصيبت را مرتكب شدى ولى پيش من
مشهورترين ماهى از ماهها، از جهت بدعت هستى.
٧١ - فما محن الدنيا و
إن جلّ خطبها ***** تشاكل من بلواك عشر عشيرها
٧٢ - بنى الوحى هل من بعد خبرة ذى العلى ***** بمدحكم من مدحة لخبيرها
٧٣ - كفى ما أتى في هل أتي من مديحكم ***** و أعرافها للعارفين و طورها