دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣١٩
علاء الدين على حلّى
ابو الحسن علاء الدّين شيخ على بن حسين حلّى شفهينى يا شهيفى معروف به ابن شهفيّه، دانشمندى فاضل و اديبى كامل بود كه در قرن هشتم هجرى مىزيست و معاصر شهيد اول محمّد بن مكّى صاحب لمعه مقتول به سال ٧٨٦ هجرى بود.
قصايد او در مورد خاندان رسالت (ع) پر از حجّت و دليل مىباشد و از شعراى اين خاندان بهشمار مىآيد. قصايد هفتگانه و طولانى او بسيار مشهور است. كه اين قصايد در مدح امير المؤمنين على (ع) و نوحهسرايى و سوگوارى بر فرزندش حسين (ع) مىباشد. علاء الدين در نيمهى اول قرن هشتم و به سال ٧٣٠ هجرى در حلّه از دنيا رفت و همانجا به خاك سپرده شد.١
*** ابن شهفيّه قصيدهاى با ١٨٨ بيت در مدح و رثاى على (ع) و اولاد
طاهرش سروده است. ابياتى را كه مربوط به امام حسين (ع) و روز عاشورا مىباشد در
اينجا مىآوريم:٢
١ - لو لا الأولى نقضوا
عهود محمّد ***** من بعده و على الوصي تمرّدوا
٢ - لم تستطع مدّا لآل اميّة ***** يوم الطفوف على ابن فاطمة يد
٣ - بأبي القتيل المستظام و من له ***** نار بقلبى حرّها لا يبرد
٤ - بأبي غريب الدار منتهك الخبا ***** عن عقر منزله بعيد مفرد
٥ - بأبي الذي كادت لفرط مصابه ***** شمّ الرّواسي حسرة تتبدّد
١ - اگر اوّلىها عهد و پيمان پيامبر را بعد از او نشكسته بودند و
بر جانشين و وصى او سركشى نمىكردند،
٢ - خاندان اميّه نمىتوانستند روز عاشورا دستى بر فرزند فاطمه (س) دراز كنند.
٣ - پدرم فداى آن كشتهى مظلوم و كسىكه براى او آتش دلم هرگز حرارتش سرد نشود.
٤ - پدرم قربان آن غريب آواره كه هتك حرمتش شد و از كنج خانهاش دور و تنها مانده بود.
٥ - پدرم فداى آنكه نزديك شد براى زيادى مصيبتهايش كوههاى بزرگ
از حسرت ريزريز شود.
٦ - كتبت إليه على غرورا
اميّة ***** سفها و ليس لهم كريم يحمد
٧ - بصحائف كوجوههم مسودّة ***** جاءت بها ركبانهم تتردّد
٨ - حتّى توجّه وانقا بعهودهم ***** و له عيونهم انتظارا ترصد
٩ - أضحى الذين أعدّهم لعدوّهم ***** إلبا جنودهم عليه تجنّد
١٠ - و تبادروا يتسارعون لحربه ***** جيشا يقادله و آخر يحشد
٦ - فريفتهگان بنى اميه از روى نادانى به او نامه نوشتند و نبود
در ميان ايشان بزرگوارى كه ستوده شود.
٧ - به نامهها و كتابهايى كه مانند چهرههايشان سياه بود و قاصدهاى آنها با آن نامهها رفتوآمد مىكردند.
٨ - تا آنكه به اعتماد پيمانها و نامههاى آنان متوجه كوفه شد و جاسوسان آنها به انتظار او در كمين بودند.