دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣١٧
٥ - براى شما بزرگوارى
است كه قرآن آن را تثبيت كرده
٦ - إن جري البرق في
مداكم كبا من ***** دون غاياتكم كليلا حسيرا
٧ - و اذا أزمة عرت و استمرّت ***** فترى للعصاة فيها صريرا
٨ - بسطوا للندّى أكفّا سباطا ***** و وجوها تحكي الصباح المنيرا
٩ - و أفاضوا على البرايا عطايا ***** خلّفت فيهم السحاب المطيرا
١٠ - فتراهم عند الأعادى ليوثا ***** و تراهم عند العفاة بحورا
٦ و ٧ - و اگر برق بخواهد به انتهاى عظمت شما راه يابد به آخر
نرسيده خاموش خواهد شد.
٨ - آنان دستهاى دهنده و چهرههاى نورانى چون صبح صادق دارند.
٩ - و بر مردم بخشش مىكنند و چون ابر رحمت بر سرشان مىبارند.
١٠ - آنان در برابر دشمنان شير و در برابر بيچارگان درياى كرمند.
١١ - يمنحون الولىّ جنّة
عدن ***** و العدوّ الشقىّ يصلى سعيرا
١٢ - يطعمون الطعام في العسر و اليسر ***** يتيما و بائسا و أسيرا
١٣ - لا يريدون بالعطاء جزاء ***** محبطا أجر برّهم أو شكورا
١٤ - فكفاهم يوما عبوسا و اعطا ***** هم اللّه على البرّ نضرة و سرورا
١٥ - و جزاهم بصبرهم و هو أولى ***** من جزى الخير جنّة و حريرا
١١ - به دوستان بهشت و به دشمنان جهنم مىدهند.
١٢ - به يتيم و فقير و اسير در حال عسر و يسر غذا مىدهند.
١٣ - آنان از بخشش جزايى جز محبت خدا در نظر ندارند.
١٤ - خداوند آنان را از كيفر روز قيامت در امان نگه داشته و به آنان شادابى و سرور عنايت فرمود.
١٥ - و در برابر شكيبايى كه كردهاند پاداش نيكو خواهد داد كه او
سزاوارتر است به پاداش بهشت و حرير دادن.
١٦ - و إذا ما ابتدو
الفصل خطاب ***** شرّفوا منبرا و زانوا سريرا
١٧ - بخلوا الغيث نائلا و عطاء ***** و استخفّوا يلملما و ثبيرا
١٨ - يخلفون الشموس نورا و إشراقا ***** و في الّليل يخجلون البدورا
١٩ - أنا عبد لكم أدين بحبّي ***** لكم اللّه ذا الجلال الكبيرا
٢٠ - عالم إنّني أصبت و إنّ اللّه ***** يؤلي لطفا و طرفا قريرا
١٦ - و هنگامىكه آغاز سخن مىكنند به منبر شرف مىدهند و گفتارشان
ميزان و فصل خطاب است.
١٧ - باران و عطايا، نسبت به آنان بخل ورزيد و گروه سپاهيان دشمن همگى زيان ديدند و به هلاكت ابدى و پستى دچار شدند.
١٨ - از لحاظ نورانيت جانشين خورشيدند و در شب، ماه را شرمنده مىكنند.
١٩ - من بنده شمايم و در اين علاقهام از خدايم پاداش مىخواهم.
٢٠ - خدا مىداند كه راه درستى رفتهام و خداوند لطف خاصش را نصيب فرمايد.