دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣١٥
ابو الحسين جزّار
جمال الدّين، ابو الحسين يحيى بن عبد العظيم جزّار مصرى، وى به سال ٦٠١ ه. ق متولد شد.
علامه سماوى از اشعار او ديوان بزرگى گرد آورده كه بيش از ١٢٥٠ بيت شعر دارد، به جز اين، ديوان ديگرى دارد كه در فرهنگهاى پيش از آن توصيف شده كه مشهور است. قصيدهاى نيز دربارهى حكام و خلفاء و عمال مصر دارد كه صاحب « نسمة السحر» آن را مفيد دانسته است.
اشعار او به سبب زيبايى و جذابيتى كه دارد در كتب ادبى و قاموسها زياد آمده است. او در مرثيه امام حسين (ع) اشعارى گفته كه «صفدى» در «تمام المتون» آن را نقل كرده است.
ابو الحسين در شوال سال ٦٧٢ هجرى درگذشت.١
***
١ - و يعود عاشورا،
يذكرّني ***** رزء الحسين فليت لم يعد
٢ - يا ليت عينا فيه قد كحلت ***** بمسرّة لم تخل عن رمد
٣ - ويدا به لشماتة خضبت ***** مقطوعة من زندها بيدي
٤ - يوم سبيلي حين أذكره ***** أن لا يدور الصّبر في خلدي
٥ - أما و قد قتل الحسين به ***** فأبوا الحسين أحقّ بالكمد٢
١ - و عاشورا مىآيد و مرا به ياد مصيبت جانكاه حسين (ع) مىاندازد
و اى كاش نيامده بود.
٢ - روزى كه مىگذرد ولى هرگاه به يادش مىافتم صبر و قرار از من ربوده مىشود.
٣ - اى كاش چشمى كه در آن روز سرمه مىكشد سالم نماند.
٤ - و دستى كه به عنوان شماتت خضاب مىكند بريده گردد.
٥ - مگر حسين در اين روز كشته نشده؟ پس پدر او در اين روز از همه محزونتر است.