دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٠١
آورد. در حاليكه همهى مردم نسبت به او كافر بودند.
٨ - گرچه ايمانش را از او پنهان مىكرد اما هيچگاه علاقمنديش را نسبت به او پنهان نمىكرد.
٩ و ١٠ - چه فضائلى را ما با بذل و بخشش دارا نيستيم؟ ما دنبالهرو
محمد و پيرو افعال او هستيم، ولى شما پيرو ابو مسلم خراسانى هستيد.
١١ - هدى لكم الملك هدي
العروس ***** فكافيتموه بسفك الدّم
١٢ - ورثنا الكتاب و أحكامه ***** على مفصح النّاس و الأعجم
١٣ - فإن تفزعوا نحو أوتاركم ***** فزعنا إلى آية المحكم
١٤ - أشرب الخمور و فعل الفجور ***** من شيم النفر الأكرم؟
١٥ - قتلتم هداة الورى الطاهرين ***** كفعل يزيد الشقّي العمي
١٦ - فخرتم بملك لكم زايل ***** يقصّر عن ملكنا الأدوم
١٧ - و لا بدّ للملك من رجعة ***** إلى مسلك المنهج الأقوم
١٨ - إلى النفر الشمّ أهل الكسا ***** و من طلب الحقّ لم يظلم١
١١ - او مملكت را همانند عروس تحويل شما داد، ولى شما پاداشى كه به
او داديد اين بود كه خونش را ريختيد.
١٢ - ما در ميان همه مردم بهطور آشكار، وارث قرآن و احكام آن هستيم.
١٣ - اگر شما به سوى تارها پناه مىبريد، ما به سوى آيهى محكم قرآن پناه مىبريم.
١٤ - آيا شرب خمر و كار زشت، شايسته انسانهاى با فضيلت است.
١٥ - شما همانند يزيد بدبخت و كوردل، فرزندان پاك رسول خدا را كشتيد.
١٦ - و به سلطنت بىدوامتان كه هيچگاه به سلطنت پايدار ما نمىرسد، افتخار نموديد.
١٧ و ١٨ - ولى بالاخره، حق به حقدار خواهد رسيد و سلطنت و دولت ما تشكيل خواهد شد و كسىكه حق را بخواهد ستم نكرده است.
قصيده فوق را ابو الحسن منصور در جمادى الاول سال ٦٠٢ هجرى به نظم
درآورده و آن را در جواب قصيده «ميميه» «ابن معتز» معارضه كرد، كه ابن معتز گويد:٢
بني عمّنا! ارجعوا ودّنا
***** و سيروا على السنن الأقوم
لنا مفخر و لكم مفخر ***** و من يؤثر الحقّ لم يندم
فأنتم بنو بنته دوننا ***** و نحن بنو عمّه المسلم
پسر عموهاى ما برگرديد و ما را دوست بداريد و بر روشهاى استوار
رفتار كنيد. براى ما و شما افتخاراتى است و هر كس از حق پيروى كند پشيمان نمىشود،
درست است كه شما فرزندان دخترش هستيد نه ما، اما ما همه پسران عموى مسلمانش هستيم.
قصيده ٥٥ بيتى نيز در مورد اهل بيت پيامبر دارد كه چند بيت آن را مىآوريم:٣