دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٨٣
١١ - و قعودهم في رتبة
نبويّة ***** لم يبنها لهم أبو سفيان
١٢ - حتّى أضافوا بعد ذلك أنّهم ***** أخذوا بثار الكفر في الإيمان
٧ - حديث از خاندان على گوى و ستمى كه بر آنان رفت. ترانه و غزل را
شيوهى دگر بياراى.
٨ - خاندان اميّه ميراث رسول را بربود، بر خاندان محمّد غارت آورد.
٩ - با صاحبان مسند خلافت راه خلاف گرفتند، در قبال برهان بهتان زدند.
١٠ - قانع نشدند كه خيل نفاق بتازند، دست ستم از آستين كين برآرند.
١١ - در جايگاه پيغمبر (ص) نشستند، در حاليكه اين مرتبت از پدرشان ابو سفيان به آنها نرسيده بود.
١٢ - تا اينكه بعد از آن، خونبهاى كفر را از ايمان گرفتند.
١٣ - فأتى زياد في
القبيح زيادة ***** تركت يزيد يزيد في النقصان
١٤ - حرب بنو حرب أقاموا سوقها ***** و تشبّهت بهم بنو مروان
١٥ - لهفى على النفر الذين أكفنّهم ***** غيث الورى و معونة اللهفان
١٦ - أشلاؤهم مزق بكلّ ثنيّة ***** و جسومهم صرعى بكلّ مكان
١٧ - مالت عليهم بالتمالى أمّةب ***** اعت جزيل الربح بالخسران
١٨ - دفعوا عن الحقّ الذى شهدت لهم ***** بالنصّ فيه شواهد القرآن
١٣ - زيادشان گستاخى از حد به دربرد، يزيدشان را به هلاك و دمار
سپرد.
١٤ - آسياى خونى كه خاندان حرب به گردش درآورد، زادگان مروان آسيابان شدند.
١٥ - دريغ و افسوس بر اين آزادگان كه باران رحمت الهى و يار ستمديدگان بودند.
١٦ - پيكر مباركشان بر سر تپّهها چاكچاك، در بيابانها عريان بر خاك.
١٧ - امّت سرگشته عليه آنان دست بهم دادند، بهشت برين فروختند، دوزخ و نفرين به جان خريدند.
١٨ - حقّ خلافت كه با نصوص قرآنى و تأييد رسالت پناهى ويژهى آنان بود، ضايع گشت.