دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٦٩
٥ - نطق النّبىّ بفضله و
هو ***** المبشّر و النذير
١ - اگر سيلاب اشكم فرو نشيند، از خون دل مدد گيرم.
٢ - بگذار فرو ريزد و آرام نگيرد، كه مصيبت بس عظيم است.
٣ - ميراث محمد از دخترش دريغ كردند. نه كارى سهل پيشه كردند.
٤ - ابدا. و نه ظلمى كه بر على رفت: حق مشهورش بتاراج بردند.
٥ - رسول حق به فضل و مقامش زبان برگشود: اوست كه بشير و نذير است.
٦ - جحدوه عقد ولاية
***** قد غرّ جاحده الغرور
٧ - غدروا به حسدا له ***** و بنضّة شهد «الغدير»
٨ - حظروا عليه ما حباه ***** بفخرة و هم حضور
٩ - يا أمّة رعت السّها ***** و إمامها القمر المنير
١٠ - إن ضلّ بالعجل اليهود ***** فقد أضلكم البعير
٦ - پيمان ولايتش منكر شدند، ابليسشان بفريفت.
٧ - رشك بردند و راه دغل گرفتند، نص «غدير» را به بازى گرفتند.
٨ - جامهى خلافت را كه به اندامش فراز كرد، از او دريغ نمودند.
٩ - در آسمان جوياى اختر سها گشتيد، ماه تابان را نديده گرفتيد.
١٠ - قوم يهود، دنبال گوسالهاى گرفتند، شما از پى اشترى (جمل)
روان گشتيد.
١١ - لهفى لقتلى الطفّ
اذ ***** خذل المصاحب و العشير
١٢ - و افاهم في كربلا ***** يوم عبوس قمطرير
١٣ - دلفت لهم عصب الضّلال ***** كأنّما دعي النفير
١٤ - عجبا لهم لم يلقهم من ***** دونهم قدر مبير
١٥ - أيما رفوق الأرض فيض ***** دم الحسين و لا تمور؟!
١٦ - أترى الجبال درت و ***** لم تقذفهم منها صخور؟!
١٧ - أم كيف اذ منعوه ورد ***** الماء لم تغر البحور؟!
١٨ - حرم الزّلال عليه لمّا ***** حلّلت لهم الخمور١
١١ - آوخ بر كشتگان كربلا كه خويش و بيگانه از يارى دريغ كردند.
١٢ - در نينوا چهر گشود كه چون روز قيامت سياه و دژم بود.
١٣ - جوخههاى ضلالت بهم پيوستند، گويا نفخهى صور بردميدند.
١٤ - شگفتا، دست تقدير هم بر سر اين كافران نكوبيد.
١٥ - آيا خون حسين بر روى زمين موج زند و آسمان درهم نلرزد؟!
١٦ - پندارى كوهها به ماتم ننشست كه سنگى بر سر آنان نباريد؟!