دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٦٢
ابن العودى
ربيب، ابو المعالى، سالم بن على بن سلمان بن على معروف به «ابن عودى» و متخلّص به «عودى» تعلبى، نيلى١ كه به سال ٤٧٨ ه. ق. در ناحيهى رود فرات به دنيا آمد. وى از شعراى قرن پنجم و ششم هجرى مىباشد و از سرايندگانى است كه سرودههايش مشهور و معروف است.
در روزگار او عماد الدّين اصفهانى نويسندهى مشهور، شرححال شعراى معاصر خود را جمعآورى مىكرد، در مورد اين العودى مىگويد: «جوانى است كه هوش و ذكاوتش بسان شعلهى آتش و سرودههايش چون شراب ناب است.»٢
وى به سال ٥٥٨ ه. ق. درگذشت. ابن عودى در ثنا و ستايش اهل بيت (ع) و شهادت حسين بن على (ع) اشعارى سروده كه قسمتى از قصيدههاى او را مىآوريم:
***
١ - متى يشتفي من لاعج
القلب مغرم ***** و قد لجّ في الهجران من ليس يرحم؟!
٢ - إذا همّ أن يسلو أبي عن سلوّه ***** فؤاد بنيران الأسى يتضرّم
٣ - و يثنيه عن سلوانه لفضيلة ***** عهود التّصابي و الهوى المتقدّم
٤ - رمته بلحظ لا يكاد سليمه ***** من الخبل و الوجد المبرّح يسلم
٥ - إذا ما تلظّت في الحشا منه لوعة ***** طفتها دموع من أماقيه تسجم
١ - عاشق شيدا، كى از سوز درون آرام گيرد، با آنكه دلدارش لجوج و
نامهربان است.
٢ - اگر خواهد با فراموشى خاطر، آبى بر دل بريان پا شد، سوز درون سر به طغيان بركشد، شعلهها برانگيزد.
٣ - دانى كه مانع دلدارى خاطر چيست؟ شور جوانى، پيمان عشق و شيدايى.
٤ - از چشم جادويش تيرى به سويم افكند كه اگر از جنون عشق و شيدايى بركنار بودم، مجنون و شيدا مىشدم.
٥ - آنگاه كه شور عشق و مستى خرمن هستى را به آتش كشد، سيلاب اشك
فرو ريزد و شعلهى دل را خاموش سازد.
٦ - مقيم على اسر الهوي
و فؤاده ***** تغور به أيدي الهموم وقتهم
٧ - يجنّ الهوى عن عاذليه تحلّدا ***** فيبدي جواه ما يجنّ و يكتم
٨ - يعلّل نفسا بالأماني سقيمة ***** و حسبك من داء يصحّ و يسقم
١٦ - بكيت على ما فات منّي ندامة ***** كأنّي خنس في البكا أو متمّم
١٧ - و أصفيت مدحي للنبي و صنوه ***** و للنّفر البيض الذين هم هم
١٨ - هم التين و الزيتون ال محمّد ***** هم شجر الطوبى لمن يتفهّم
١٩ - هم جنّة المأوى هم الحوض في غد ***** هم اللوح و السقف الرّفيع المعظم