دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٤٨
حروف قافيه نموده است، «ملقى السبيل» كه مجموعهاى از كلمات قصار و حكمتگونه در نظم و نثر است. «منار القائف» و... هم چنين رسائل فراوانى در موضوعات مختلف از او به چاپ رسيده كه «رسالة الغفران» مهمترين اثر اوست.
ابو العلا در آثار خود دو خصلت علمى و ادبى را درهم مىآميزد كه خواننده از آنها هم بهرهى علمى مىگيرد و هم لذّت ادبى مىبرد. بارزترين ويژگى وى كه زاييدهى حافظهى بىمانند او بوده، گنجينهى واژههاى اوست چنانكه خطيب تبريزى مىگويد:! من واژهاى نمىشناسم كه عرب بر زبان رانده و معرى آن را ندانسته باشد.١
ابو العلا در ٨٦ سالگى، پس از سه روز بيمارى كه در اثر آن نيروى فكرى خود را از دست داده بود و در املإ به پيرامونيانش دچار خلط و اشتباه مىشد در ١٣ ربيع الاول سال ٤٩٩ ه. ق. درگذشت. قبر وى همچنان در «معرة النعمان» برجاى مانده است.٢
-*-
١ - و على الدّهر من
دماء الشّهيدين ***** علىّ و نجله شاهدان
٢ - فهما فى أواخر اللّيل فجرا ***** ن و فى أوّلياته شفقان
٣ - ثبتا فى قميصه ليجىء ال ***** حشر مستعديا الى الرّحمن٣
١ - بر چهرهى روزگار، از خون دو شهيد، على و فرزندش، دو شاهد نقش
بسته است.
٢ - آن دو شاهد، در پايان سياهى شب، سرخى فجر است و در آغاز آن، شفق خونرنگ.
٣ - اين سرخى بر پيراهن او نقش شده است. تا روز قيامت، بر خداى رحمان دادخواهى كند.
*** ابو العلا در دو بيت زير قتل حسين (ع) و به خلافت رسيدن يزيد
را از زشتكارى روزگار و مردم مىداند.
١ - أرى الأيام تفعل كل
نكر ***** فما أنا فى العجائب مستزيد
٢ - أ ليس قريشكم قتلت حسينا ***** و كان على خلافتكم يزيد٤
١ - مىبينم كه روزگار هر كار ناپسندى را انجام مىدهد و براى به
شگفتآوردن من به بيش از اين احتياجى نيست.
٢ - مگر نه اين است كه قريش شما، حسين (ع) را شهيد كردند و يزيد را بر مسند خلافت نشاندند.
***
١ - أدنياى اذهبى و سواى
إمّى ***** فقد ألممت ليتك لم تلمّى
٢ - و كان الدهر ظرفا لا لحمد ***** تؤهله العقول و لا لذم
٣ - و أحسب سانح الأزميم نادى ***** ببين الحىّ فى صحراء ذمّ
٤ - اذا بكر جنى فتوّق عمرا ***** فإن كليهما لأب و أمّ
٥ - و خف حيوان هذى الأرض و احذر ***** مجىء النطح من روق و جمّ