دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٤٦
٧١ - إذا ضاق بالسير ذرع
الرفيق ***** ملأت بهنّ فروج الملا
٧٢ - فواقر من كلّ سهم تكونل ***** ه كلّ جارحة مقتلا
٧٣ - و هلاّ و نهج طريق النجاة ***** بكم لاح لى بعدما أشكلا؟!
٧٤ - ركبت لكم لقمى فاستننت ***** و كنت أخابطه مجهلا
٧٥ - و فكّ من الشّرك أسرى و كا ***** ن غلاّ على منكبى مقفلا
٧١ - اگر با گام هموار به مقصود نرسم. بشتابم و دامن صحرا پر كنم.
٧٢ - از تير جان شكاف كه بر هرجا نشيند، هلاك سازد.
٧٣ - چرا چنين نباشم، با آنكه راه نجاتبخش دينم به راهنمايى شما مكشوف افتاد.
٧٤ - با درستى به راه راست قدم نهادم. پيش از آن، سر خود گرفته بيراهه مىشتافتم.
٧٥ - زنجير شرك را پاره كردم. با آنكه در گردنم قفل بود.
٧٦ - اواليكم ما جرت
مزنة ***** و ما اصطخب الرعد أو جلجلا
٧٧ - و أبرأ ممّن يعاديكم ***** فإنّ البرائة أصل الولا
٧٨ - و مولاكم لا يخاف العقاب ***** فكونوا له فى غد موئلا١
٧٦ - سروران من، مادامكه ابرى خيزد و رعدى برانگيزد، دوستدار
شمايم.
٧٧ - و از دشمنان شما بيزارى جويم. بيزارى شرط مهر كيشى است.
٧٨ - وابستهى مهر شما از كيفر هراس نكند. در روز فردا، بايدش كه پناه باشيد.