دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٣٦
٥ - فرشتگان در گردشان
به طواف اندر، وحى و الهام بر قلوبشان مستتر.
٦ - ألاسل «قريشا» و لم
منهم ***** من استوجب اللوم أو فنّد
٧ - و قل: مالكم بعد طول الضّلا ***** ل لم تشكروا نعمة المرشد؟!
٨ - أتاكم على فترة فاستقام ***** بكم جائرين عن المقصد
٩ - و ولىّ حميدا إلى ربّه ***** و من سنّ ما سنّه يحمد
١٠ - و قد جعل الأمر من بعده ***** «لحيدر» بالخبر المسند
٦ - از قريش واپرس. آنها كه سزاوار عقاباند به نكوهش در سپار و
آنها كه خطاكارند خاطرنشان ساز.
٧ - بگو: از چه سپاس رهبر خود نگذاشتيد؟! آنكه شما را از پس عمرى ضلالت و سرگشتگى نجات بخشيد.
٨ - به دوران فترت انبيا گسيل آمد و شما را به راه راست رهبرى فرمود.
٩ - آزاد و وارسته به سوى جنان پركشيد. هر آنكه بر سنّت او رود مورد سپاس است.
١٠ - و امر خلافت را به حيدر وانهاد، آنچنانكه خبر معتبر حاكى
است.
١١ - و سمّاه مولى
بإقرار من ***** لو اتّبع الحقّ لم يجحد
١٢ - فملتم بها - حسد الفضل - عنه ***** و من يك خير الورى يحسد
١٣ - و قلتم: بذاك قضى الإجتماع ***** ألا إنّما الحقّ للمفرد
١٤ - يعزّ على «هاشم» و «النّبى» ***** تلاعب «تيم» بها أو «عدى»
١٥ - و إرث علىّ لأولاده ***** إذا آية الإرث لم تفسد
١١ - بر همگانش سرور و مولى ساخت، آنها كه شيفته حقاند معترفاند.
١٢ - و شما حاسدان فضيلت، زمام خلافت از چنگ او بربوديد. هر آنكه صاحب فضل باشد بر او رشك برند.
١٣ - گفتيد: «اجتماع امت رهبر ما بود»! امّا بدانيد يكّهتاز امّت، ويژه خلافت بود.
١٤ - چه ناگوار است بر دودمان هاشم و هم بر رسول كردگار كه خلافت بازيچه «تيم» و «عدى» باشد.
١٥ - بعد از على، حق خلافت مخصوص فرزندان اوست، اگر آيه ميراث زير
پا نماند.
١٦ - فمن قاعد منهم خائف
***** و من ثائر قام لم يسعد
١٧ - تسلّط بغيا أكفّ النّفا ***** ق منهم على سيّد سيّد
١٨ - و ما صرفوا عن مقام الصّلاة ***** و لاعنّفوا فى بنى المسجد
١٩ - أبوهم و امّهم من علم ***** ت فأنقص مفاخرهم أو زد
٢٠ - أرى الدين من بعد يوم «الحسين» ***** عليلا له الموت بالمرصد
١٦ - آن يك خائف و نااميد از پا نشست و آن دگر كه بپا خاست و ياور
نيافت.
١٧ - دست نفاق از آستين ظلم و ستم برآمد، سرورى از پس سرورى به خاك هلاك افكند.
١٨ - در صفوف اجتماع برايشان تاختند و چون در محراب عبادت گوشهى انزوا گرفتند، پى كار خود رفتند.
١٩ - پدر اين خاندان على (ع) و مادرشان فاطمه (س) معروف همگاناند، از مفاخر ايشان دم زن يا دم فروبند.
٢٠ - از پس روز حسين، آئين حق به بستر بيمارى خفت، مرگ هم در كمين است.