دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٢٤
٣٧ - قتيلا وجدنا بعده
دين احمد ***** فقيدا و عزّ المسلمين قتيلا
٣٨ - فلا تبخسوا بالجور من كان ربّه ***** برجع الذى نازعتموه كفيلا
٣٩ - أحبّكم آل النبىّ و لا أرى ***** و إن عذلونى عن هواى عديلا
٤٠ - و قلت لمن يلحى على شغفى بكم ***** و كم غير ذى نصح يكون عذولا
٤١ -: رويدكم لا تنحلونى ضلالكم ***** فلن ترحلوا منّى الغداة ذلولا
٤٢ - عليكم سلام اللّه عيشا و ميتة ***** و سفرا تطيعون النّوى و حلولا١
٣٧ - شهيدى كه با فروافتادن قامتش دين احمد فروافتاد، عزّت مسلمين
پامال شد.
٣٨ - نسبت به كسانىكه پروردگارشان كفيلشان است، ظلم و ستم روا نداريد و با آنها زدوخورد نكنيد.
٣٩ - اى خاندان رسول. شما را دوستارم، ملامت مردم را به چيزى نخرم.
٤٠ - به آنها كه در مهر شما سركوفت زنند، و چه بسيار نكوهشگران كه خيرخواه نباشند،
٤١ - گفتم: «آرام گيريد، و از سرگشتگى خود مرا معاف داريد، اين دل من رامشدنى نيست».
٤٢ - درود خدا بر شما خاندان باد. در مرگ و زندگى در حضر و سفر.
***
قصيده:
١ - قف بالديار المقفرات
***** لعبت بها أيدى الشتات
٢ - فإذا سألت فليس تس ***** أل غير صم صامتات
٣ - و اسأل عن القتلى الألى ***** طرحوا على شطّ الفرات
٤ - و تيقّنوا أن الحيا ***** ة مع المذلّة كالممات
٥ - و منيتى فى نصرهم ***** أشهى إلىّ من الحياة٢
١ - در سرزمينى كه بازيچهى دست پراكندگى قرار گرفته و ويران شده
بايست.
٢ - اگر بخواهى دربارهى آن ويرانى سوال كنى، بايد از اشياء كر و لال بپرسى. (همهچيز از دست رفته است.)
٣ - از كشتگانى كه در كنار فرات بر روى زمين افتادهاند بپرس!
٤ - آنها يقين دارند كه زندگى با خوارى چون مرگ است.
٥ - اگر در يارى آنها بميرم، برايم از زندگى لذّتبخشتر است.
***
قصيده:
١ - إن يوم الطف يوم
***** كان للدّين عصيبا
٢ - لم يدع فى القلب منى ***** للمسّرات نصيبا
٣ - إنه يوم نحيب ***** فالتزم فيه النّحيبا٣