دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٩٧
٣ - چندى التماس كردم و مهلت خواستم، آخر هجوم آورد و به حال زارم ننگريست.
٤ - مگوييد از چه سيلاب اشكش روان نيست؟ اشك را همچون بخت نامساعد سربارى نيست.
٥ - خدا را بر اين عمر كوتاه و تابناك! و چه عمرها كه دراز بود و ناپاك.
***
در سوگ سيّد الشّهداء (ع):
١ - كربلا لا زلت كربا و
بلا ***** ما لقي عندك آل المصطفى
٢ - كم على تربك لما صرّعوا ***** من دم سال و من دمع جرى
٣ - كم حصان١ الذيل يروى دمعها ***** خدها عند قتيل بالظلما
٤ - تمسح الترب على أعجالها ***** عن طلا نحر٢ زميل بالدما
٥ - و ضيوف لفلاة قفرة ***** نزلوا فيها على غير قرى٣
١ - اى كربلا به خاطر پيشآمدهايى كه در تو براى آل مصطفى (ع) رخ
داد، هميشه با رنج و بلا همراه هستى.
٢ - چه بسيار كسانىكه بر خاك تو افتادند و چه خونها و اشكها كه بر خاك تو جارى شد.
٣ - چه بسيار زنهاى نقابدارى كه اشكهايشان چهرههايشان را شستشو مىداد در هنگامىكه كشتگان تشنهلب را مىديدند.
٤ - خاكهايى را كه بر اين گردنهاى بريده آغشته به خون بود، آن بدنها را پوشانده بود.
٥ - و مهمانهايى كه بر بيابانى خشك و بىآب و علف وارد شده بودند
و هيچ پذيرايى براى آنها آماده نبود.
٦ - لم يذوقوا الماء حتى
اجتمعوا ***** بحدى السيف٤ على ورد الردى٥
٧ - تكسف الشمس شموسا منهم ***** لا تدانيها ضياء و علا
٨ - و تنوش الوحش من أجسادهم ***** أرجل السبق و أيمان الندى
٩ - و وجوه كالمصابيح فمن ***** قمر غاب و من نجم هوى
١٠ - غيرتهن الليالى و غدا ***** جائر الحكم عليهن البلا
٦ - آب را نچشيدند تا زمانىكه همگى جمع شده بودند و همه با آواز شمشير
بر آبشخور مرگ وارد شدند (آب نچشيده از دم شمشير رانده شدند.)
٧ - خورشيد در مقابل آنان كسوف مىشد و خورشيدهايى را پوشاند كه هرگز از جهت نور و بلندى مرتبت به آنان نمىرسيد.
٩ و ٨ - كفتارها و حيوانات مردهخوار از جسد اينان تناول مىكردند. (نشاندهندهى اين است كه اين بدنها در بيابان مانده بوده است.) وحوش از اجساد آنانى تناول مىكند كه پايشان پاى سبقت و جنگاورى و دستانشان دست عطا و