دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٩٤
سيّد رضى
ذو الحسبين، ابو الحسن، محمّد بن ابى احمد الحسين موسوى، معروف به سيّد رضى و شريف رضى، از افتخارات خاندان عترت و پيشوايى در علم حديث و ادب و چهرهى درخشانى از چهرههاى آئين و مذهب، به سال ٣٥٩ هجرى در بغداد متولّد شد. روزگار سيّد مقارن با دورهى سوم خلافت عباسيان (٣٣٤-٤٤٧ هجرى) و فرمانروايى آل بويه در عراق مىباشد. اين دوره را از لحاظ فرهنگى عصر زرّين مىنامند و از جهت تاريخ ادبيّات، عصر شاعران سهگانه: متنبّى، سيّد رضى و ابو العلاء معرّى نام دارد. در اين دوره آل بويه با داشتن پيوند با نژاد ايرانى و مذهب شيعه چنان فرهنگ پيشرفته و جهانى در حوزه حكومت خود گسترش دادند كه در تاريخ اسلام سابقه نداشت.
از نظر تاريخى در اين دوره خلافت مقامى تشريفاتى بود و خليفه، پيشواى مسلمانان وظيفهاش مشروعيت بخشيدن به حكومت امرا بود و امرا بودند كه خلفا را به ارادهى خود عزل و نصب مىكردند.١
پدر سيّد رضى به نام ابو احمد حسين ملقب به طاهر اوحد ذى المناقب، نقابت طالبيان بغداد و سرپرستى همهى آنها و متصدّى دادگاه مظالم و اميرى حج را به عهده داشت.٢ با تسلّط عضد الدّوله بر بغداد به خاطر بيم از قدرت و نفوذ او، وى را به همراه بزرگان شيعه به زندان انداخت. ليكن بعد از پايان حكومت عضد الدّوله از زندان آزاد شد ولى به جهت پيرى و خستگى ناشى از زندان، همهى مناصب خود را به تدريج از سال ٣٧٦ تا ٣٨١ قمرى به پسرش سيّد رضى منتقل كرد و خود در سال ٤٠٠ هجرى درگذشت.
سيّد سى و سه قصيده در مدح پدرش گفته كه تاريخ گويايى از آن روزگار است. مادرش فاطمه دختر حسين بن ابى محمّد الحسين الاطروش از نوادگان امام على بن ابى طالب (ع) و از بزرگان زيديهى طبرستان مىباشد كه زنى دانشمند و با فضيلت و تقوا و دوستدار علم و مورد احترام دانشمندان و فقيهان بوده است و شيخ مفيد كتابى به نام او تحت عنوان «احكام النساء» تاليف كرده است. وى به سال ٣٨٥ هجرى وفات يافت.
سيد رضى پسرى به نام ابو احمد عنان معروف به شريف مرتضاى ثانى داشت كه اديبى دانشمند و شاعر و از بزرگان علم و فضيلت و كمال و به لقب جدّش «طاهر ذى المناقب» ملقّب بود و پس از نيا و پدر و عمو، نقابت طالبيان در بغداد را بر عهده داشت. ابو احمد يك فرزند داشت كه در زمان خودش از دنيا رفت و با درگذشت او خاندان شريف رضى به پايان رسيد.
نبوغ ذاتى سيّد رضى و بهرهمندى از خانوادهاى فرهيخته و محيط و شرايط فرهنگى بسيار پيشرفته قرن چهارم و پنجم بغداد زمينه فرهنگى مناسبى براى سيد فراهم ساخت و هيچ دانشى نبود كه او فرانگرفته باشد، فقه را نزد متكلّم بزرگ شيخ مفيد، علم حديث را نزد فقيه ثقه تلعكبرى و محدّث بزرگ ابو محمّد ديباجى، فقه حنفى را نزد ابو عبد اللّه جرجانى، مختصر الطحاوى در فقه را نزد ابو بكر محمّد بن موسى الخوارزمى، نحو را نزد قاضى سيراقى و ابو الفتح عثمان بن جنّى نحوى، كلام و اصول فقه را نزد ابو الحسن قاضى عبد الجبّار معتزلى، فنون بلاغت و ادبيّات را نزد ابن نبّاته سخنور بزرگ شيعه، و قرآن و حديث را نزد ابو حفص عمر بن ابراهيم الكنانى آموخت. سيّد رضى كه در همهى رشتههاى دانش روزگار خود به استادى دست يافته بود به منظور پرداخت زكات علم خود مدرسهاى در نزديكى خانهى خود در كوى كرخ بغداد تأسيس كرده و آن را