دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٦
٥ - همتاى قرآن، وصىّ مصطفى، پدر سبطين، حسن و حسين، بهبه به آن پدر.
٦ - شوهر زهراى پاك، پاكگوهر با حسب كه رسولش جفت خاندان خود ساخت.
***
در رثاى حسين شهيد:
١ - يا قمرا غاب حين
لاحا ***** أورثنى فقدك المناحا
٢ - يا نوب الدّهر لم يدع لى ***** صرفك من حادث صلاحا
٣ - أبعد يوم الحسين و يحيى ***** أستعذب اللّهو و المزاحا؟!
٤ - كربت كى تهتدى البرايا ***** به و تلقى به النجاحا
٥ - فالدين قد لفّ بردتيه ***** و الشّرك ألقى لهاجناحا
١ - اى ماه تابان كه دير نپاييدى، در ماتم تو است كه نوحهسرا گشتهام.
٢ - اى چرخ غدّار، گردش ناموزونت حوادث نامطلوب به بار آورد.
٣ - بعد از عاشوراى حسين واى بر من، شوخى و طرب گواراست؟
٤ - اى ماه تابان! راه كربلا گرفتى تا به امت رسم زندگى آموزى و هم راه رستگارى و صلاح.
٥ - ازاينرو، دين خدا حلّه شاهوار به تن كرد و شرك بال و پر فرو
هشت.
٦ - فصار ذاك الصّباح ليلا
***** و صار ذاك الدّجى صباحا
٧ - فجاء إذ كاتبوه يسعي ***** لكى يريها الهدى الصراحا
٨ - حتّى إذا جاءهم تنحّوا ***** لا بل نحوا قتله اجتياحا
٩ - و أنبتوا البيد بالعوالى ***** و القضب و استعجلوا الكفاحا
١٠ - فدافعت عنه أولياه ***** و عانقوا البيض و الرّماحا
٦ - ازاينرو، صبح شرك تاريكى گرفت و شام دين روشنائى يافت.
٧ - نامه نگاشتند و به كربلايش خواندند، شتابان آمد تا حقيقت خالص مشهود گردد.
٨ - و چون به وعدهگاه رسيد، ازو كناره گرفتند، بلكه به سويش تاختند.
٩ - دشت صاف را از نيزه و شمشير چون جنگلى انبوه آراسته و در كشتنش شتاب كردند.
١٠ - دوستانش به دفاع برخاستند و با شمشير و نيزه همآغوش گشتند.
١١ - سبعون فى مثلهم
الوفا ***** فأثخنوا بينهم جراحا
١٢ - ثمّ قضوا جملة فلاقوا ***** هناك سهم القضا المتّاحا
١٣ - فشدّ فيهم أبو علىّ ***** و صافحت نفسه الصفاحا
١٤ - يا غيرة اللّه لا تغيثى ***** منهم صياحا و لا ضباحا
١٥ - ثمّ انثنى ظامئا وحيدا ***** كما غدا فيهم و راحا
١١ - هفتاد تن در ميان هفتاد هزار لشكر، مجروح و غرقه خون بر زمين
افتادند.