دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٧٢
٩ - خاندانى ويژه كه جهانى در حمايت آنان قرار گرفته است.
١٠ - گروه متجاوز، با ارتكاب آن همه عناد و لجاجت، چه افتخارى مىجست؟
١١ - سبط اكبر را با زهر به خاك كردند و اين بس نبود؟
١٢ - با تعرّض در جستجوى حسين برآمده با او به پيكار برآمدند و او
هم پيكار كرد.
١٣ - منعته شربة و
الطّير ***** قد أروت صداها
١٤ - فأفاتت نفسه ***** يا ليت روحى قد فداها
١٥ - بنته تدعو أباها ***** اخته تبكى أخاها
١٦ - لو رأى أحمد ما ***** كان دهاه و دهاها
١٧ - لشكا الحال إلى اللّه ***** و قد كان شكاها١
١٣ - او را از نوشيدن شربتى آب مانع شدند، با آنكه پرندگان سيراب
بودند.
١٤ - او جان خود را بر سر اين پيكار گذاشت، كاش جان من فداى او گشته بود.
١٥ - دخترش فرياد مىزد: اى پدر! و خواهرش در سوگ برادر مىناليد.
١٦ - اگر احمد مختار مىديد، به روزگار او و خاندانش چه رسيد؟
١٧ - شكايت به سوى خدا مىبرد و البته شكايت برده است.
***
رثاى حسين شهيد (ع):
١ - يا بأبى السيّد
الحسين و قد ***** جاهد في الدين يوم بلواه
٢ - يا بأبي أهله و قد قتلوا ***** من حوله و العيون ترعاه
٣ - يا قبّح اللّه امّة خذلت ***** سيدها لا تريد مرضاه
٤ - يا لعن اللّه جيفة نجسا ***** يقرع من بغضه ثناياه٢
١ - پدرم فداى حسين سرور آزادگان باد كه روز عاشورا، در راه اعلاء
دين جهاد كرد.
٢ - پدرم فداى خاندانش كه در اطراف او به خون غلطيدند و چشم از او برنداشتند.
٣ - خدا رسوا كند امّتى را كه سرور خود را تنها گذاشتند و در رضايت خاطرش نكوشيدند.
٤ - و نفرين خدا بر آن گنديده مردار نجس باد كه از كين، چوب بر دندان او كوبيد!
***
١ - تفرّعت الأنوار
للأرض منهما ***** فللّه أنوار بدت تتجدّد
٢ - هم الحجج الغرّ التى قد توضّحت ***** و هم سرج اللّه التى ليس تخمد
٣ - او اليكم يا آل بيت محمد ***** فكلّكم للعلم و الدين فرقد٣
١ - در سايهى حسن و حسين بود كه مجد و بزرگوارى، رواق عظمت
بركشيد. اگر آن دو نبودند مجد و بزرگوارى در كجا