دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٦٤
جوهرى
ابو الحسن على بن احمد جرجانى معروف به «جوهرى» از شاعران مشهور شيعه و مناقبگو و مرثيهسراى اهل بيت (ع) است. وى وزنهاى در فضل و ادب و استوانهاى در لغت عرب و نقّادى سخنساز بود.
او از عنفوان جوانى به شاعرى پرداخت و طبع ذوق و ترسّل او مورد توجّه صاحب بن عبّاد قرار گرفت تا جايىكه وى را نديم خاصّ خود و از سلك شاعران دربارش قرار داد و او را فرستادهى ويژه خود ساخت. از نامهاى كه در تعريف او بهوسيلهى صاحب بن عبّاد براى ابو العباس ضبّى نوشته شده، برمىآيد كه وى شاعرى استاد بوده است. اگرچه ديوان اشعارش در دست نيست و فقط منتخبى از قصايد عربى او در منقبت امير المؤمنين على (ع) و مرثيه ابا عبد اللّه الحسين (ع) موجود مىباشد.
وى در سال ٣٧٧ هجرى بعد از دو مأموريت كه از سوى صاحب به نيشابور - نزد ناصر الدّوله ابراهيم - و اصفهان نزد ابو العبّاس ضبّى رفت به گرگان بازگشت و در آن شهر زندگى را بدرود گفت.
مرگ او پيش از مرگ صاحب بن عبّاد به سال ٣٨٠ ه. ق. اتفاق افتاد.١
-*-
مدح اهل بيت (ع):
١ - وجدي بكوفان ما وجدى
بكوفان ***** تهمى عليه ضلوعي قبل أجفاني
٢ - أرض إذا نفخت ريح العراق بها ***** أتت بشاشتها أقصى خراسان
٣ - و من قتيل بأعلى كربلاء على جه ***** د الصّدى فتراه غير صديان
٤ - و ذى صفائح يستسقى البقيع به ***** رىّ الجوانح من روح و رضوان
٥ - هذا قسيم رسول اللّه من ادم ***** قدّا معا مثل ما قدّ الشراكان
١ - من شيداى كوفهام. آنهم چه شيدائى؟ پيش از آنكه سرشك رخسارم
سيلاب كشد، خون از جگرم روان است.
٢ - تربتى كه چون نسيمش وزان گردد، عطر جان فزايش از سرحد خراسان بگذرد.
٣ - شهيدى كه در كربلا با لب تشنه جان داد و از رحمت خدا سيراب بود.
٤ - آنجا كه گورى چند و مزارى كوچك به چشم مىخورد، ولى به آن عظمت و آبرو كه گورستان بقيع را سيراب سازد و خود از عبير خلد و رضوان الهى آكنده است.
٥ - آن يك با رسول خدا از يك پوست برآمده چونان دو ميوه از يك شاخ.
٦ - و ذاك سبطا رسول
اللّه جدّهما ***** وجه الهدى و هما فى الوجه عينان
٧ - وا خجلتا من أبيهم يوم يشهدهم ***** مضرّجين نشاوى من دم قان
٨ - يقول: يا أمّة حفّ الضلال بها ***** و استبدلت للعمى كفرا بايمان
٩ - ما ذا جنيت عليكم إذ أتيتكم ***** بخير ما جاء من آى و فرقان؟!
١٠ - ألم أجركم و أنتم فى ضلالتكم ***** على شفا حفرة من حرّ نيران؟!