دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٨
٦ - و فى اىّ دين الوحى
و المصطفى له ***** سقوا آله ممزوج صاب بعلقم؟!
٧ - و لكنّ أمرا كان أبرم بينهم ***** و إن قال قوم فلّته غير مبرم١
١ و ٢ - بيشترين و بزرگترين ملامتها كه بر بنى اميه و اعمال
قبيحشان مىشود به كسانى برمىگردد كه در آغاز حقّ فرزندان پيامبر را غصب نمودند.
بنى اميه حقوق كسانى را غصب كردند كه ستارههاى پنهانى بود كه به سوى دشت نينوا
حركت مىكردند.
٣ - آنها چوبهاى زيرينى را افروختند كه اگر آنها را نيفروخته بودند آتش بعدى شعلهور نمىگشت.
٤ - كسى را جانشين پيامبر خدا (ص) كردند و او را مقدّم داشتند كه از قبيلهى «تيم» بود و لياقت اين كار را نداشت.
٥ - آنان براساس چه حكمى از خدا چنين كارى را انجام دادند و كسى را مقدّم نمودند كه حقش مقدم شدن نبود.
٦ - اين در كجاى دين وحى و مصطفى جا داشت كه با افكندن شكاف بين آنان و علقمه، آنان را اينگونه سيراب كنند؟! (آنان تشنه به شهادت رسيدند).
٧ - آنان در خلافت امرى را محكم كردند كه بعد از آن به عنوان لغزش از آن ياد نمودند.
***
١ - بأسياف ذاك البغى
اول سلها ***** أصيب على لا بسيف ابن ملجم
٢ - و بالحقد حقد الجاهليه انه ***** الى الآن لم يظعن و لم يتصرم
٣ - و بالثار فى بدر أريقت دماؤكم ***** و قيد اليكم كل أجرد صلدم
٤ - اذا ما بناء شاده اللّه وحده ***** تهدمت الدنيا و لم يتهدم
٥ - بكم عزّ ما بين البقيع و يثرب ***** و نسّك ما بين الحطيم و زمزم
٦ - فلا برحت تترى عليكم من الورى ***** صلاة مصّل أو سلام مسلّم
٧ - و اقسم انى فيك وحدى لشيعة ***** و كنت ابرّ القائلين بمقسم٢
١ - على (ع) اولينبار بهوسيلهى ستمكارانى كشته شد كه در سقيفه
بر او ضربه زدند نه با شمشير ابن ملجم مرادى.
٢ - اين كينه و حقد جاهليتى بود كه تا هماكنون هم ادامه دارد.
٣ - و به خونخواهى كشتگان بدر خون فرزندان على (ع) را ريختند و دخترانش را به اسارت درآوردند.
٤ - در مصيبت شما مىبايست دنيا زيرورو شود امّا خداوند چنين نخواست.
٥ - به خاطر وجود شما بقيع و يثرب (مدينه) عزّت داده شد و حطيم و زمزم مورد ستايش واقع شد.
٦ - و به خاطر وجود شماست كه نماز نمازگزار و سلام سلامدهنده بالا مىرود.
٧ - و من سوگند ياد مىكنم كه شيعهى شما هستم و به نام مقدّس شما سوگند مىخورم.