دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٧
ابن هانى اندلسى
ابو القاسم يا ابو الحسن، محمّد بن هانى بن محمّد بن سعدون اندلسى از اعقاب مهلب بن ابى صفره١، شاعر بزرگ شيعى مغرب است. پدرش اهل يكى از دهات مهديه در تونس و مردى شاعر و اهل علم بود. او به اندلس منتقل شد. ابن هانى در شهر قرطبه يا اشبيليه به سال ٣٢٠ يا ٣٢٦ هجرى متولد شد و كودكى و سنين تحصيل را در قرطبه گذراند. آنگاه به اشبيليه رفت و نزد حاكم آن شهر تقرب و محبوبيت بسيار يافت. اما به علت سخنان بىپروايش مردم او را ملحد خواندند و حاكم دوستانه او را بيرون كرد.
ابن هانى آنگاه به الجزاير و مصر سفر كرد و به درخواست المعز لدين اللّه خليفه فاطمى به دربار او راه يافت و همراه او به سال ٣٦١ هجرى كه بناى شهر قاهره پايان يافت، به آن شهر رفت. آنگاه از خليفه اجازه خواست كه به اشبيليه رود و زن و فرزندان خود را به قاهره بياورد، كه مورد موافقت قرار گرفت. ليكن در راه بازگشت از اشبيليه در شهر «برقه» به علت نامعلومى در ٢٤ رجب سال ٣٦٢ هجرى در سن ٣٦ سالگى به قتل رسيد.
بعضى فقهاى اسلام ابن هانى را به سبب اشعار غلوآميزى كه در مدح المعز لدين اللّه سروده بود تكفير كردند. اما او با قصايد مدحى خود سرمشق مناقبسرايان شيعى عرب و عجم شد. او با شعر خود در مصر و شمال و مغرب آفريقا شهرتى به دست آورد كه هيچ شاعر ديگر بدو نرسيد. او در اشعار خود يك شيعى اسماعيلى متعصّب است. روانى و بلاغت و نظم منطقى و فلسفى او، شعرش را خيلى زود در جهان اسلام منتشر كرد و در محافل مذهبى اسماعيليّه براى تبرّك خوانده مىشد.
ديوان ابن هانى به ترتيب حروف تهجّى مرتّب شده و نخستين بار در «بولاق» به سال ١٢٧٤ ه. ق. و بعد در بيروت به سال ١٣٢٦ ه. ق. انتشار يافته است. اين ديوان داراى ٢٤٦ صفحه و شامل قصايد مدح المعز لدين اللّه و جمعى ديگر از رجال و يك قصيدهى هجايى و دو مرثيه است.٢
او در ملامت و هجو بنى اميه و اعمال قبيحشان، كسانىكه حق فرزندان پيامبر (ص) را از آغاز غصب نمودند، سزاوارتر به ملامت مىبيند، آنانىكه افراد غير لايق را مقدّم داشتند و در خلافت امرى را محكم كردند كه بعد از آن به عنوان لغزش از آن ياد نمودند.
-*- او پس از نوحهسرايى بر حسين (ع) به قاتلان و مسببان اصلى اين
فاجعه هجوم مىبرد.
١ - و أولى بلوم من
أميّة كلّها ***** و إن جلّ امر عن ملام و لوّم
٢ - أناس هم الدّاء الدّفين الّذى سرى ***** الى رمم بالطّف منكم و اعظم
٣ - هم قدحوا تلك الزّناد الّتى روت ***** و لو لم تشبّ النّار لم تتضرّم
٤ - و هم رشحوا تيما لأرث نبيّهم ***** و ما كان تيمىّ اليه بمنتمى
٥ - على أىّ حكم اللّه إذ يأفكونه ***** أحلّ لهم تقديم غير المقدّم؟!