دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٥٣
٤ - حبّ علىّ علوّ همّه
***** لأنّه سيّد الأئمّه
٥ - ميّز محبّيه هل تراهم ***** إلا ذوي ثروة و نعمه؟!
٦ - بين رئيس إلى أديب ***** قد أكمل الطرف و استتمّه
٧ - و طيّب الأصل ليس فيه ***** عند امتحان الاصول تهمه
٨ - فهم إذا خلصوا ضياء ***** و النصب الظالمون ظلمه١
١ - دوستى وصىّ پيامبر، خود نيكى و صله است و از طهارت جان خبر مىدهد.
٢ - اما مردم، دانشمندانشان به دوستى او متديّناند و جهّال حق او را نمىشناسند.
٣ - هميشه تشيّع در نجبا و بزرگان مشهود بوده و دشمنى اهل بيت در مردم پست.
٤ - دوستى على با همّت عالى توأم است، چه او خود سرور پيشوايان است.
٥ - دوستان او را بررسى كن! ببين جز اين است كه همگان صاحب دولت و نعمتاند.
٦ - آن يك رييس و آن ديگر اديب كه بهره به كمال و نصيبى وافر برده است.
٧ - و نيز پاكنژاد كه موقع آزمايش و تفحّص، كمترين تهمتى در نژادش نيست.
٨ - درست كه به آنان وارسى، آنان پرتو رخشاناند و دشمنان سيهكارشان سياهى و ظلمت.
***
در رثاى اهل بيت پيامبر (ص):
١ - أجل هو الرزء فادحه
***** باكره فاجع و رائحه
٢ - لاربع دار عفا و لا طلل ***** أوحش لّما نأت ملاقحه
٣ - فجائع لودرى الجنين بها ***** لعاد مبيضّة مسالحه
٤ - يا بؤس دهر على آل رسو ***** ل اللّه تجتاحهم جوائحه
٥ - إذا تفكّرت في مصابهم ***** أثقب زند الهموم قادحه
١ - آرى مصيبت سنگين همين است: صبح آن دردناك است و عصر آن هم.
٢ - هيچ خانه خراب و ديوار شكستهاى غمناكتر از آن نيست كه مردان خود را هم از دست بدهد.
٣ - مصيبتهاى ناگوار كه اگر طفل در شكم مادر از آن باخبر شود، مو بر اندامش راست خواهد شد.
٤ - واى بر روزگار، كه خاندان رسول را با داس مرگ درو كرد.
٥ - اگر در مصيبت آنان بينديشى، شرار غم و اندوه به جانت خواهد
افتاد.
٦ - بعضهم قرّبت مصارعه
***** و بعضهم بوعدت مطارحه
٧ - أظلم فى كربلاء يومهم ***** ثمّ تجلّى و هم ذبائحه
٨ - لا يبرح الغيث كلّ شارقة ***** تهمى غواديه أو روائحه
٩ - على ثرى حلّة غريب رسو ***** ل اللّه مجروحة جوارحه
١٠ - ذلّ حماه و قلّ ناصره ***** و نال أقصى مناه كاشحه