دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٤٣
٢٨ - شما بد پاداشى به بنى حسن از نعمت پدرشان، بزرگوار رهنماى بشريت، و مادرشان داديد.
٢٩ - نه بيعتى شما را از ريختن خون آنها بازداشت، نه سوگندى، نه قرابتى و نه عهد و پيمانى.
٣٠ - چرا شما بىدليل از اسيرانى كه خود، در واقعه بدر از اسيران
شما گذشت كرده بودند، صرفنظر نكرديد.
٣١ - هلاّ كففتم عن
الديباج سوطكم ***** و عن بنات رسول اللّه شتمكم؟
٣٢ - ما نزّهت لرسول اللّه مهجته ***** عن السياط فهلاّ نزّه الحرم؟
٣٣ - ما نال منهم بنو حرب و إن عظمت ***** تلك الجرائر إلاّ دون نيلكم
٣٤ - كم غدرة لكم فى الدين واضحة ***** و كم دم لرسول اللّه عندكم
٣٥ - أنتم شيعة فيما ترون و فى ***** أظفاركم من بنيه الطاهرين دم
٣١ - چرا از «ديباج» (محمد بن عبد اللّه عثمانى برادر مادرى بنى
حسن از فاطمه بنت الحسين كه منصور ٢٥٠ ضربه تازيانهاش زد) تازيانه خود را
بازنگرفتيد و چرا به دختران پيامبر خدا (آنجاكه منصور به محمد ديباج گفت يابن
اللخناء و محمد او را گفت به كداميك از مادرانم مرا تعبير كردى آيا به فاطمه بنت
الحسين، يا به فاطمه بنت رسول اللّه، يا به رقيه؟) دشنام خود را جلوگيرى نكرديد.
٣٢ - چرا احترام خون پيامبر خدا مانع اين تازيانهها نشد، و چرا احترام حرم، شما را از آنها بازنداشت.
٣٣ - بنى اميه با همهى ظلمهاى زيادشان كمتر از شما متعرض آنها شدند.
٣٤ - شما چه جفاهاى روشنى از نظر دين بر آنان وارد ساختيد و چه بسيار خونهاى پيامبر خدا را كه ريختيد.
٣٥ - شما خود را پيروان او مىدانيد و خون فرزندان طاهرينش را، در
چنگال داريد!
٣٦ - هيهات لا قرّبت
قربى و لا رحم ***** يوما إذا أقصت الأخلاق و الشيم
٣٧ - كانت موّدة سلمان له رحما ***** و لم يكن بين نوح و ابنه رحم
٣٨ - يا جاهدا فى مساويهم يكتّمها ***** غدر الرشيد بيحيى كيف ينكتم؟
٣٩ - ليس الرشيد كموسى في القياس و لا ***** مأمونكم كالرضا لو أنصف الحكم
٤٠ - ذاق الزبيري غبّ الحنث و انكشفت ***** عن ابن فاطمة الأقوال و التّهم
٣٦ - چه پندار دورى است روزى كه اخلاق و خلق فاطمه پايان پذيرد. نه
قرابت و نه رحم تأثير نخواهد كرد.
٣٧ - دوستى سلمان (ايرانى)، او را قريب مىسازد (السلمان منّا اهل البيت) و قرابت نوح با فرزندش را دشمنى از ميان بر مىدارد.
٣٨ - اى كسىكه در كتمان زشتىهاى بنى عباس مىكوشى، آيا بىوفائى رشيد نسبت به يحيى (يحيى بن عبد اللّه بن حسن كه در بلاد ديلم به سال ١٧٦ ه. خروج كرده بود و رشيد او را امان داده، سپس دستگير كرد و به زندان فرستاد تا در زندان از دنيا رفت) قابل كتمان است؟.
٣٩ - در مقايسه اين دو عنصر، رشيد كجا، و موسى بن جعفر كجا، و مأمون شما كجا، و رضا كجا، اگر به انصاف داورى گردد.
٤٠ - زبيرى (عبد اللّه بن مصعب بن زبير) مزهى خلاف قسم عمل كردن را، چشيد (با يحيى بن عبد اللّه ابن حسن مباهله كرد و چون از نزد او به خانه آمد فرياد كرد دلم، دلم تا از درد شكم مرد) و سخنان و تهمتها از پسر فاطمه برداشته شد.