دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣١
١٨ - اگر مىشد براى هر قطرهاى از آن فديه داد، ما و ديگران فداى آن مىشديم.
١٩ - كسانىكه ستمگرانه آن خونها را ريختند به ننگى بدفرجام، بر خود ستم كردند.
٢٠ - كشته شد فرزند كسىكه بهترين وصيتكنندگان از گذشته و آينده،
او را وصى خود قرار داد.
٢١ - رفع النّبىّ يمينه
بيمينه ***** ليرى ارتفاع يمينه رائيها
٢٢ - فى موضع أضحى عليه منبّها ***** فيه و فيه يبدئ التنبيها
٢٣ - آخاه فى «خمّ» و نوّه باسمه ***** لم يأل فى خير به تنويها
٢٤ - هو قال: أفضلكم علىّ إنّه ***** أمضى قضيّته التى يمضيها
٢٥ - هو لي كهارون لموسى حبّذا ***** تشبيه هارون به تشبيها١
٢١ - پيامبر دست او را به دستش گرفته برداشت تا بيننده بلندى دست
او را ببيند.
٢٢ - در جايىكه نيمروز فرا رسيده بود درباره او كه خود آغاز هر توجه و هشيارى است، مردم را متوجه ساخت.
٢٣ - در محل خم (غدير) او را برادر خود قرار داد و تصريح به نامش كرد و هيچ خيرى را از او روى نگردانيد.
٢٤ - او گفت: برترين شما على است، همانا او كار خود را كه بايد بكند، كرد.
٢٥ - او نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى است، چه خوب تشبيهى است، تشبيه به هارون!
***
مرثيه امير المؤمنين و فرزند شهيدش:
١ - نعم الشهيدان ربّ
العرش يشهدلى ***** و الخلق انّهما نعم الشهيدان
٢ - من ذا يعزّى النبىّ المصطفى بهما ***** من ذا يعزّيه من قاص و من دان؟
٣ - من ذا لفاطمة اللهفاء ينبئها ***** عن بعلها و ابنها إنباء لهفان؟
٤ - من قابض النفس فى المحراب منتصبا ***** و قابض النفس فى الهيجاء عطشان؟
٥ - نجمان فى الأرض بل بدران قد أفلا ***** نعم و شمسان إمّا قلت شمسان
٦ - سيفان يغمد سيف الحرب إن برزا ***** و فى يمينيهما للحرب سيفان٢
١ - چه خوب دو شهيدى هستند. پروردگار عرش و خلق ما سوى، گواه من بر
خوبى آن دو شهيدند.
٢ - كيست پيامبر مصطفى را در مورد آنها تسليت گويد، كيست از دور و نزديك مايهى تسلّى خاطرش گردد.
٣ - كيست فاطمه مصيبتديده را از شوهر و فرزندش خبر دهد و مصيبتهاى آن دو را برايش برخواند.
٤ - آيا دانستند كه چهكس را در محراب عبادت كشتند و چهكس را در ميدان نبرد لبتشنه شهيد كردند؟
٥ - دو ستاره در زمين بلكه دو ماه، بلى دو خورشيد، اگر بگويم دو خورشيد غروب كردند.
٦ - دو بزرگوارى كه اگر براى جنگ، با شمشير غلافشده ظاهر شوند، خود نيز دو شمشيراند.
***