دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٣٠
٦ - لا خير في وصف
النّساء فأعفني ***** عمّا تكلّفنيه من وصفيها
٧ - يا ربّ قافية حلى إمضاؤها ***** لم يحل ممضاها إلى ممضيها
٨ - لا تطمعنّ النّفس فى إعطائها ***** شيئا فتطلب فوق ما تعطيها
٩ - حبّ النّبىّ محمّد و وصيّه ***** مع حبّ فاطمة و حبّ بنيها
١٠ - أهل الكساء الخمسة الغرر الّتي ***** يبني العلا بعلاهم بانيها
٦ - در توصيف زنان، چيزى وجود ندارد، مرا از تكلف اوصاف آنان، معاف
دار!
٧ - چه بسيار قافيهاى كه گذراندنش زيبا است، ولى اجراى آن براى گذراننده نازيبا است.
٨ - نبايد در دادن چيزى به نفس، آن را به طمع انداخته، سپس بالاتر از آنچه او را دادهاى از او طلب كن!
٩ و ١٠ - مهر پيامبر، محمّد (ص) و وصىاش همراه با مهر فاطمه و مهر
دو فرزندش، خمسهى طيّبه اهل كساء مهر كسانى است كه سازنده بزرگى، بر عظمت آنان،
بزرگى خود را مىسازد.
١١ - كم نعمة أوليت يا
مولاهم ***** في حبّهم فالحمد للموليها
١٢ - إنّ السّفاه بشغل مدحى عنهم ***** فيحقّ لي أن لا أكون سفيها
١٣ - هم صفوة الكرم الذي أصفاهم ***** ودّي و أصفيت الذي يصفها
١٤ - أرجو شفاعتهم فتلك شفاعة ***** يلتذّ برد رجائها راجيها
١٥ - صلّوا على بنت النّبىّ محمّد ***** بعد الصّلاة على النّبىّ أبيها
١١ - اى دوستدار آنان، چه بسيار نعمتهايى كه در محبّت آنان به تو
ارزانى داشته شد، سپاس صاحب اختيار نعمت است.
١٢ - اين سفيهانند كه به جاى مدّاحىهاى من، نسبت به آنان، به كار ديگر مىپردازند پس شايسته من است كه سفيه نباشم.
١٣ - اينان برگزيده شخصيتاند، كه مهر خاص من منحصرا براى آنها باشد و براى هركس است كه آنان را خالصانه دوست دارد.
١٤ - من اميدوار شفاعت آنانم و هركس به شفاعتشان اميدوار باشد، لذت گوارايى، درك مىكند.
١٥ - پس از صلوات بر پيامبر (ص) بر دخترش فاطمه (س) صلوات بفرستيد.
١٦ - و ابكوا دماء لو
تشاهد سفكها ***** في كربلاء لماونت تبكيها
١٧ - تلك الدّماء لو أنّها تفدى إذا ***** كانت دماء العالمين تقيها
١٨ - لو أنّ منها قطرة توقى إذا ***** كنّا بنا و بغيرنا نفديها
١٩ - إنّ الّذين بغوا إراقتها بغوا ***** مشؤمة العقبى على باغيها
٢٠ - قتل ابن من أوصى إليه خير من ***** أوصى الوصايا قطّ أو يوصيها
١٦ - و بر خونهايى گريه كنيد كه اگر ريختن آن را ديده بوديد، هرگز
از گريه باز نمىايستاديد.
١٧ - اينها خونهايى بود كه اگر مىشد از ريختن آنها جلوگيرى كرد، شايسته بود كه خون همهى جهانيان را فداى آنها كنند. (خونهايى كه اگر حفظ مىشد، خون همهى جهانيان محفوظ مىماند.)