دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٢٩
[شعراى اين دوره]
صنوبرى
ابو القاسم، ابو بكر، احمد بن محمّد بن الحسن بن مرّار الجوزى الرقىّ١ الضبىّ٢ الحلبى انطاكى مشهور به صنوبرى شاعر شيعى قرن چهارم هجرى است كه شعرش لطافت و رقّت شاعرى را با قوّت طبع شاعرانه با هم جمع كرده و از نظر متانت و حسن اسلوب، بهره كافى به دست آورده و شعرش در اعلى درجه خوبى است.٣
مضامين اشعارش وصف باغها و گلها و مدايح اهل بيت (ع) است.
صنوبرى در حلب و دمشق سكونت داشته و در وصف شهر حلب نيز قصيدهاى با ١٠٤ بيت دارد كه «بستانى» اين قصيده را بهترين توصيف از شهر حلب مىداند.٤
سبب شهرتش به صنوبر را گفتهاند كه او صاحب يكى از بيت الحكمةهاى مأمون بود و روزى مقابل مأمون مناظرهاى در گرفت و طرز سخن گفتن و قاطعيت لحنش را مأمون پسنديد و گفت: «تو صنوبرى شكلى» مقصود هشيارى و قاطعيت و تند مزاجى او بود.٥
در مورد تشيّع او اشعار نغزش گواهى است؛ و ابن شهر آشوب او را از مديحهسرايان اهل بيت (ع) شمرده است. وى نسبت به «كشاجم» دوستى شديدى داشت.
صنوبرى در سال ٣٣٤ ه ق وفات يافت.٦
-*-
١ - ما فى المنازل حاجة
تقضيها ***** إلاّ السّلام و أدمع نذريها
٢ - و تفجّع للعين فيها حيث لا ***** عيش اوازيه بعيشي فيها
٣ - أبكي المنازل و هي لو تدري الذي ***** بحث البكاء لكنت أستبكيها
٤ - باللّه يا دمع السحائب سقّها ***** و لئن بخلت فأدمعي تسقيها
٥ - يا مغريا نفسي بوصف غريرة ***** أغريت عاصية على مغريها
١ - دراين جايگاهها كارى ندارم مگر اينكه سلامى بگويم و اشكى فرو
ريزم.
٢ - و اندوهى گران، در جايىكه هيچ نوع زندگى را، با زندگى در اين منازل، برابر نمىدانم.
٣ - بر اين جايگاهها مىگريم، در حالىكه خود اين جاها هم علت گريهام را نمىدانند، اگر درك مىكردند، آنها را هم به گريه مىانداختم.
٤ - به خدا سوگند اى سرشك ابرها! بر اين منازل فرو باريد و اگر بخل ورزيد، سرشك من آنها را آبيارى كند.
٥ - اى كسىكه مرا به خود باختگى به اين منازل مىفريبى، تو كسى را فريفتهاى كه بر فريبنده خود عصيانگر است.