دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٣
١٢١ - و تبكى لآثار لآل
محمّد؟! ***** فقد ضاق منك الصدر بالحسرات
١٢٢ - ألا فابكهم حقا و بلّ عليهم ***** عيونا لريب الدّهر منسكبات
١٢٣ - و لا تنس فى يوم الطفوف مصابهم ***** و داهية من أعظم النكبات
١٢٤ - سقى اللّه أجداثا على أرض كربلا ***** مرابيع أمطار من المزنات
١٢٥ - و صلّى على روح الحسين حبيبه ***** قتيلا لدي النهرين بالفلوات
١٢٠ - آيا از ديده اشك مىريزى؟ و از سوز دل رنج مىبرى؟
١٢١ - و بر آثار دودمان محمّد (ص) مىگريى و سينهات از حسرت به تنگ آمده است؟
١٢٢ - هان! به حق برايشان بگرى و از گردش روزگار باران اشك از ديدگان ببار!
١٢٣ - و مصيبتشان را به روز عاشورا و آن پيشآمد سختى كه از بزرگترين دشوارىهاى زمان بود از ياد مبر!
١٢٤-١٢٥ - خداوند به باران بهارى پيكرهاى افتاده در دشت كربلا را
سيراب كناد و بر روان پاك حبيب خود حسين (ع) درود پياپى فرستد. كشتهاى كه در كنار
دو نهر در بيابان كربلا افتاد.
١٢٦ - قتيلا بلا جرم
فجعنا بفقده ***** فريدا ينادى: أين أين حمات؟!
١٢٧ - أنا الظامىء العطشان فى أرض غربة ***** قتيلا و مظلوما بغير تراب
١٢٨ - و قد رفعوا رأس الحسين على القنا ***** و ساقوا نساء ولها خفرات
١٢٩ - فقل لابن سعد: عذب اللّه روحه ***** ستلقى عذاب النّار باللعنات
١٣٠ - سأقنت طول الدهر ماهبت الصبا ***** و أقنت بالآصال و الغدوات
١٣١ - على معشر ضلّوا جميعا و ضيّعوا ***** مقال رسول اللّه بالشّبهات١
١٢٦ - كشتهى بىگناهى كه فقدانش ما را به درد آورد و تنها ماندهاى
كه فرياد مىكرد: ياوران من كجا رفتند؟
١٢٧ - من تشنهى عطشزدهاى در سرزمين غربتم و كشتهى ستمرسيدهاى بىگناهم.
١٢٨ - سرش را بر فراز نى زدند و خاندان پريشان و آشفتهاش را به اسارت كشيدند.
١٢٩ - به پسر سعد كه خدا روانش را به درد آورد، بگو: به زودى عذاب دوزخ را به لعن و نفرين درخواهى يافت.
١٣٠ - به روزگار دراز تا آنگاه كه باد صبا وزد، بر گروهى كه همگى به گمراهى فتادند.
١٣١ - و گفتار پيغمبر خدا را به شبههانگيزى تباه كردند، در بامداد و شام بر آنان نفرين باد.
*** چون دعبل قصيدهى تائيهاش را به پايان رساند. امام رضا (ع) سه بار فرمود: آفرين!
ابو الفرج اصفهانى گويد: «اين قصيده از بهترين نوع شعر و شكوهمندترين نمونهى مدايحى است كه دربارهى خاندان پيامبر (ص) سروده شده است.٢»
ياقوت حموى هم مىنويسد: «چكامه تائيهاى كه دعبل دربارهى دودمان پيامبر سرود و براى على بن موسى الرضا (ع) خواند از بهترين نوع شعر و بلندترين نمونهى مدايح است.٣»