دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١١٠
تسليم امر آن سرورانم كردم.
٨٦ - فيا ربّ زدني فى
هواى بصيرة ***** و ازد حبّهم يا ربّ فى حسنات
٨٧ - سأبكيهم ما حجّ للّه راكب ***** و ما فاح قمرىّ على الشّجرات
٨٨ - و انّى لمولاهم و قال عدوّهم ***** و انّي لمحزون بطول حيات
٨٩ - بنفسي أنتم من كهول و فتية ***** لفكّ عناة او لحمل ديات
٩٠ - و للخيل لمّا قيّد الموت خطوها ***** فأطلقتم منهنّ بالذّربات
٨٦ - خداوندا! معرفت و بينش مرا در عشق آل محمّد (ص) بيشتر كن و
محبّت ايشان را توشهى راه آخرت و بهترين حسنات من قرار بده و بر آن بيفزاى.
٨٧ - بر آنان خواهم گريست تا سوارهاى به حج خداى مىرود، خواهم گريست بر آنان تا قمرى بر درختان نوحه مىكند.
٨٨ - باور كنيد من رهرو و دلدادهى آنانم و با دشمنان آنان دشمنم و كينهتوز و بدگوى و گريزان از دشمنان آنانم، و در غم آنان براى هميشه محزون و اندوهگينم، و تا زندگى با من است من هميشه غمگينم.
٨٩ - جانم فداى پير و جوانتان باد كه شما آزادكنندگان بندگان و دهندگان ديهى آنهائيد.
٩٠ - جانم پيشمرگ سوارانى باد كه وحشت مرگ پاى رفتن آنان را بسته
است و شما با شمشيرهاى خود بندهاى ترس و هراس را از پاى آنان مىگشاييد.
٩١ - احبّ قصىّ الرّحم
من أجل حبّكم ***** و أهجر فيكم أسرتى و بنات
٩٢ - و اكتم حبّبكم مخافة كاشح ***** عنيد لأهل الحقّ غير موات
٩٣ - فيا عين بكّيهم و جودي بعبرة ***** فقد آن للتّسكاب و الهملات
٩٤ - لقد خفت فى الدّنيا و ايّام سعيها ***** و إنّي لأرجو الأمن بعد وفات
٩١ - ناآشنايان و دورترين خويشانم را اگر از عاشقان و دلدادگان شما
(آل محمّد (ص)) - باشند، دوست مىدارم و خاندان و دخترانم را، اگر گوهر محبّت و
ولايت شما را در گنجينهى دل نداشته باشند، از خويش مىرانم!
٩٢ - عشق بزرگ شما را در سينه پنهان مىكنم، از ترس دشمنان كه دشمنى خود را با شما در سينه پنهان مىكنند. آنانكه با اهل حق و پيروان شما دشمنند، نه دوست.
٩٣ - اى چشم اشكبار! در غم آن عزيزان گريه كن و بىدريغ و سخاوتمندانه اشك بيفشان! اكنون هنگام آن است كه بر اين غمهاى جانكاه اشك ببارى و سيلاب روان كنى.
٩٤ - پيوسته در طول زندگى از دشمنان آل محمّد (ص) بيمناك بودهام و
ترس ملازم و همراه من بوده است. و اينك كه سختىهاى زمانه سراسر زندگيم را احاطه
كرده است اميد آن دارم كه پس از مرگ، در سايهى شفاعت ايشان، از خوف قيامت ايمن
باشم.١
٩٥ - ألم تر أنّى مذ
ثلاثين حجّة ***** أروح و أغدو دائم الحسرات
٩٦ - أرى فيأهم في غيرهم متقسّما ***** و أيديهم من فيئهم صفرات
٩٧ - فكيف أداوي من جوى لي و الجوى ***** اميّة أهل الفسق و اللّعنات