دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ١٠٧
٥٨ - برخيز و مويه كن بر گورهاى غريبى كه در «كوفه١» و «مدينه٢» و «فخ٣» است. درود و سلام من بر آنها باد!
٥٩ - و مويه كن بر گورى ديگر كه در سرزمين «جوزجان٤» است و گورى در «باخمرى٥» زير سپيدارهاى بلند، غريب و تنها افتاده است.
٦٠ - مويه كن بر مزار غريب آن پاك نهاد (امام موسى كاظم (ع)) در بغداد، كه خداوند در غرفههاى بهشتش جاى داده است.٦
چون دعبل به اين قسمت از قصيدهى سراسر درد و اندوه خود در ذكر مصيبت و مظلوميت و غربت آل محمّد (ص) رسيد امام رضا (ع) به او فرمود:
آيا مىخواهى در اينجا دو بيت به قصيدهى تو بيفزايم تا شعر تو در بيان مصائب و غربت و پراكندگى ما اهل بيت كامل گردد؟
دعبل جواب داد: «آرى اى فرزند رسول خدا (ص).»
امام رضا (ع) اين دو بيت را در همان وزن و قافيهى قصيده سرود:
و قبر بطوس يا لها من
مصيبة ***** الّحت على الاحشاء بالزّفرات
الى الحشر حتّى يبعث اللّه قائما ***** يفرّج عنّا الغمّ و الكربات٧
مويه كن بر قبر غريبى كه در طوس است! واى از اين مصيبت كه تا صبح
حشر، دلها را در آتش اندوه مىگدازد، تا آنكه خداوند، قائم (عج) را برانگيزد و او
بار سنگين دردها را از دوش ما بردارد، و رنجهاى بيكران ما را شفا بخشد.
دعبل پرسيد: فدايت شوم اى فرزند رسول خدا! اين قبرى كه در طوس است، از آن كيست؟
امام فرمود: «قبر من است!»
آنگاه دعبل قصيدهى خود را ادامه داد:
٦١ - عليّ بن موسى أرشد
اللّه أمره ***** و صلّى عليه أفضل الصّلوات
٦٢ - فأمّا الممضّات التي لست بالغا ***** مبالغها منّي بكنه صفات
٦٣ - قبور بجنب النّهر من أرض كربلا ***** معرّسهم فيها بشطّ فرات
٦٤ - توفّوا عطاشى بالفرات، فليتني ***** توفّيت فيهم قبل حين وفات