شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٨١ - بردن روبه خر را پيش شير، و جستن خر از شير، و عتاب كردن روباه با شير كه هنوز خر دور بود تعجيل كردى، عذر گفتن شير و لابه كردن روبه را شير، كه برو بار دگرش بفريب
سلطان يا امير بدان خط نوشته مىشد، و آن را بر سر حكمها و فرمانها مىنوشتند. و خم در بيت مولانا اشارت بدان قوس است و از خم طغرى در بيت، فرمان و حكم مقصود است.
علم عند الله: علم لدنى. علمى كه از جانب خدا افاضه شده است. و در آن اشارتى است به آيه ٢٦، سوره ملك.
ربى الاعلى: پروردگار من برتر است.
شارحان گفت و گو كننده را در اين بيتها دو تن گرفتهاند و نوشتهاند بيتهاى ٢٥٨٤- ٢٥٨٢/ ٥ سخن شيطان است كه از آن به روبه تعبير شده است و بيتهاى بعد از آن ولى حق يا مرشد است. ظاهر بيت هم همين معنى را مىنماياند، اما با دقت بيشتر و با توجه به بيتهاى ٢٥٩٠- ٢٥٨٩/ ٥ معلوم مىگردد كه گفتهها از شيطان است. و شه كه از او همت مىخواهد نيرويى است كه در اوست و بدان بندگان خدا را از راه مىبرد. و درسهايى كه دانشمندان از فلسفه و مانند آن فرا گيرند، مانع اغواى او نخواهد شد.
شيطان كه آدم را فريفت و از بهشت برون راند فريفتن فرزندان او براى وى آسان است.
براى بهتر دانستن ديگر تعبيرها نگاه كنيد به: بيتهاى ٢٦١٥- ٢٦٠٧/ ٢.