شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٩ - تفسير و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصارهم، الآية
تفسير وَ إنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ، الآية
|
يا رسول اللَّه در آن نادى كسان |
مىزنند از چشم بد بر كركسان |
|
|
از نظرشان كلّه شير عرين |
واشكافد تا كند آن شير أنين |
|
|
بر شتر چشم افكند همچون حِمام |
و آن گهان بفرستد اندر پى غلام |
|
|
كه برو از پيه اين اشتر بخر |
بيند اشتر را سقط او راه، بر[١] |
|
|
سر بريده از مرض آن اشترى |
كو به تگ با اسب مىكردى مِرى |
|
|
كز حسد وز چشم بد بىهيچ شك |
سير و گردش را بگرداند فلك |
|
|
آب پنهان است و دولاب آشكار |
ليك در گردش، بود آب اصل كار |
|
|
چشمِ نيكو شد دواى چشم بد |
چشم بد را لا كند زير لگد |
|
|
سبق رحمت راست و او از رحمت است |
چشم بد محصول قهر و لعنت است |
|
|
رحمتش بر نقمتش غالب شود |
چيره زين شد هر نبى بر ضدّ خود |
|
|
كو نتيجه رحمت است و ضدّ او |
از نتيجه قهر بود آن زشت رو |
|
ب ٥١٦- ٥٠٦ نادى: مجمع، فراهم آمد نگاه.
كركس: از آن رو كه پرواز او در اوج و جاى بلند است. (جاى بلند نيز مانع تأثير چشم بد آنان نيست.) عَرين: بيشه يا نيزار كه شير در آن جاى كند.
أنين: ناله.
حِمام: مرگ.
از پيه اشتر بخر: در تفسيرها آمده است كه بنى اسد را چون به گوشت نياز مىافتاد به يكى
[١] -در حاشيه نسخه اساس: در.