شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٥١ - معنى ما شاء الله كان يعنى خواست خواست او و رضا رضاى او جوييد، از خشم ديگران و رد ديگران دل تنگ مباشيد، آن كان اگر چه لفظ ماضى است ليكن در فعل خدا ماضى و مستقبل نباشد كه ليس عند الله صباح و لا مساء
|
معنى قرآن ز قرآن پرس و بس |
وز كسى كآتش زده است اندر هوس |
|
|
پيش قرآن گشت قربانى و پست |
تا كه عين روح او قرآن شده است |
|
|
روغنى كو شد فداى گل به كل |
خواه روغن بوى كن خواهى تو گل |
|
ب ٣١٣٠- ٣١١١ ليس عند الله ...: در اسرار التوحيد (ص ٤٩) از بلعباس قصاب نقل شده است: «ليس عند ربكم صباح و لا مساء.» و در فهرست كتاب جزء حديثها نوشته و نقد شده است.
ايش شاء الله ...: «اى شىء شاء الله: هر چه خدا خواست.»
|
چون كه خواه نفس آمد مستعان |
تسخر آمد ايش شاء الله كان |
|
٢٩٢٩/ ٥ تنبل: تنبلى.
ورد: ذكر، دعا.
معنى حديث «ما شاء الله كان» نه آن است كه بنده را در كار اختيارى نيست، بلكه آن است كه بايد روى به خدا آورى و در خدمت او كوشا باشى. و اين مخالف اختيار نيست اگر بگويند گره كار تو به دست وزير گشوده مىشود، پى او مىروى و از او مىخواهى تا به كارت برسد، نيازت را بر آورد؟ و يا او را وا مىگذارى؟ پس اگر گشايش كارت با خداست چرا در پى جستن رضاى او نيستى. چرا «ما شاء الله» را نادرست تأويل مىكنى.
معنى تأويل آن است كه تو را به خدا و رحمت او اميدوار سازد، تا در بندگى بكوشى. نه گوشه گيرى و تنبلى را پيشه سازى. آن گاه به نكتهاى ديگر اشارت مىكند كه آيههاى قرآن مانند: و ما تشاءون إلا أن يشاء الله. (انسان، ٣٠) يا حديث: «ما شاء الله كان» را به سليقه خود نمىتوانى تأويل كنى. قرآن را بايد به قرآن معنى كرد كه فرمايد: لا يكلف الله نفسا إلا وسعها. (بقره، ٢٨٦) و آيههاى ديگر كه نشان دهنده اختيار است و اگر خود تأويل نمىدانى از كسى كه معنى قرآن را چنان كه هست مىداند بپرس.