شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١ - عرضه كردن مصطفى
|
ذاتِ ايمان همت و لوتى است هول |
اى قناعت كرده از ايمان به قول |
|
ب ٢٨٧- ٢٧٧ الحاح: اصرار.
رُقاق: نان تنك، لواش.
قنديل از يك قطره پر شدن: استعارت از پر شدن معده از غذاى اندك.
زيت: روغن زيت. زيتون.
ميوه جنّت: بسيارى از شارحان از جمله ولى محمد و انقروى و به پيروى از آنان نيكلسون آن را اشارت به آيه ٣٧ آل عمران گرفتهاند: كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ: هر گاه زكريا در محراب بر او وارد مىشد خوردنى نزد وى مىيافت مىگفت مريم! از كجا اين به تو رسيده؟
مىگفت از سوى خداست.» ولى با آيه ٢٥ سوره مريم نيز نزديك است وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا. چرا كه در سوره آل عمران سخن از «طعام» است و در سوره مريم «رطب»، آن با ميوه جنّت مناسبتر است.
آن كه به دل ايمان را پذيرفته است، قُوَّت ايمان، او را قوت مىدهد، بدين رو به غذاى مادى چندان نيازى ندارد، آن اندازه از آن به كار مىبرد كه سدِّ رمق كند. كه «الْجُوعُ طَعَامُ اللَّهِ يُحْيِى بِهِ أبدانَ الصِّدِّيقِينَ.» نيز: «فِى الْجُوعِ يَصِلُ طَعَامُ اللَّهِ.» (نگاه كنيد به عنوان بيت ١٦٤٠/ ٤)