شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٢٩ - در بيان كسى كه سخنى گويد كه حال او مناسب آن سخن و آن دعوى نباشد چنان كه كفره، و لئن سألتهم من خلق السموات و الأرض ليقولن الله، خدمت بت سنگين كردن و جان و زر فداى او كردن چه مناسب باشد با جانى كه داند كه خالق سموات و ارض و خلايق الهى است سميعى، بصيرى
|
جمله ماضىها از اين نيكو شوند |
زهر پارينه از اين گردد چو قند |
|
|
سيئاتت را مبدل كرد حق |
تا همه طاعت شود آن ما سبق |
|
|
خواجه بر توبه نصوحى خوش بتن |
كوششى كن هم به جان و هم به تن |
|
|
شرح اين توبه نصوح از من شنو |
بگرويدستى و ليك از نو گرو |
|
ب ٢٢٢٧- ٢٢٠٥ نامه پر ظلم: اشارت است بدان كه نامه عمل گنهكار را به دست چپ او خواهند داد كه: و أما من أوتي كتابه بشماله فيقول يا ليتني لم أوت كتابيه. (حاقه، ٢٥) (سزاوار است تو با اين حالت در نماز باشى؟) گر بپرسى: گرفته از قرآن كريم است: و لئن سألتهم من خلق السموات و الأرض ليقولن الله. (لقمان، ٢٥) (مضمون بيت بيان اين است كه كردار بايد با گفتار برابر باشد، حالى كه كافر بر خالق بودن خدا به زبان اقرار مىكند، در عمل مخالف آن رفتار مىكند.) روز محشر هر نهان: اشارت است به قرآن كريم: يوم تبلى السرائر. (طارق، ٩) دست و پا بدهد گواهى: گرفته از قرآن كريم است: و تكلمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون. (يس، ٦٥) مستعان: كه از او يارى خواهند. خداى عز و جل.
منى: شارحان آن را گوناگون خوانده و معنى كردهاند بيشتر به ضم ميم خواندهاند جمع منيه آرزو. ليكن ضبط نسخه اساس به كسر ميم است و آن چه نيكلسون در توجيه «منى» نوشته كه سه روز توقف در منى روزهاى خوشى است. بسيار بعيد مىنمايد، چرا كه در منى جز دشوارى نيست و حاجيان نيز در آن سه روز كارى بر خلاف شرع نمىكنند، حالى كه ظاهر بيت اقرار به ارتكاب منهيات است. اما رفتن به منى به معنى مطلوب آن (اداى مناسك) با ظاهر نيم بيت دوم و همه بيتها مخالف است چرا كه در هر يك از اعضاى بدن سخن از مرتكب كار زشت شدن است و رفتن به منى در چنين تصوير كه مولانا ترسيم كرده بسيار نامناسب مىنمايد.
در تفسير كشف الاسرار و تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيهاى كه نوشته شد روايتى آمده است كه نخستين عضوى از آدمى كه سخن گويد ران او بود.
در تفسير قرطبى از ماوردى آرد: محتمل است در تقدم شهادت ران بر ديگر اعضا