شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٥٨ - تفسير أسفل سافلين إلا الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم أجر غير ممنون
عوض ديدن: نعمتهاى الهى كه خدا به آنان عنايت فرموده كه: لئن شكرتم لأزيدنكم.
چون عوض: چون را مىتوان به معنى «چه» و علامت شگفتى گرفت. (چه عوضى ديديم!) چنان كه شارحان نوشتهاند ولى بهتر است چون ادات تشبيه باشد. (حيات دنياوى از ما رفت و حياتى معنوى يافتيم كه در آن حاجت و حرص و غرض نيست.) آب شور: زندگانى چند روزه دنيا كه پر از رنج و ملال است.
مرى: مرا: ستيز.
اكمه: كور مادر زاد.
خورشيد در عدم: نگاه كنيد به: ٦٨٥/ ٢ به بعد.
يخرج الحي: من الميت و يخرج الميت من الحي. (روم، ١٩) ابخاز را بغداد كردن: ابخاز بخشى است كوهستانى در مغرب قفقاز در مشرق درياى سياه و بغداد چنان كه مىدانيم پاى تخت خلافت و مركز علم بوده است.
ابخاز را بغداد كردن. بعض شارحان و به پيروى از آنان نيكلسون آن را چنين معنى كردهاند: جهان پر از محنت و رنج را به جايگاه مشاهده معنويات تبديل مىكردم.
ليكن معنىهاى ديگر نيز مىتوان كرد از جمله آن كه نادانان را از سر كار آگاه كرده دانا مىكردم.
در اين بيتها روى سخن با امت ايمان است كه همه چيز را از خدا مىدانند. اينان از دولتى كه نصيب دارند، اندكى به خدا قرض مىدهند و خدا پس از مرگ بيشتر از آن را بديشان پس مىدهد.
پاداش آن جهان چندان بزرگ است كه امت ايمان هرگز آرزوى باز گشتن به جهانى را كه واگذاشتند نمىكنند و اگر خواهند بازشان گردانند نمىپذيرند و گويند ما آن حيات اندك و پر رنج را داديم تا به اين زندگى آسوده و جاودان برسيم يا به فرمودهى مولانا از آب شور بيرون شديم و رحيق كوثر يافتيم. به عهدى كه در الست بسته بوديم وفا كرديم و امروز دولت يافتيم.