نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٨٤ - زوجيت در همه موجودات
تا تكرار و پشت سرهم بودن آن را برساند: «كأنّه يريد صوتاً بعد صوت».[١]
«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ ...»[٢]؛ خداوند بهترين گفتار را فرو فرستاد؛ نوشتهاى همانند و قابل تكرار كه هرگز ملالآور نيست.
خداوند، سخنى هماهنگ و عارى از هر گونه اختلاف و ناهمگونى فرستاده است كه بدون آنكه ملالآور باشد، قابل تكرار است و اين خود بر حسن كلام دلالت دارد و هر چه تلاوتش تكرار شود، حسنش بيشتر جلوهگر گردد: «هو المسك ما كرّرته يتضوّع»؛ مشك را هرچه بيشتر برهم زنند، بوى خوشش بيشتر و بهتر فضا را آميخته سازد.
لذا مثانى در اينجا به معناى تكرار تلاوت است، نه صرفاً دوبار تلاوت كردن.
شيخ ابوالفتوح رازى گويد: «معناى مثانى آن است كه اگر تلاوت آن مثنّى و مكرّر گردد، از آن ملال نگيرند».[٣]
زمخشرى گويد: «مَثانى، جمع مَثْنى به معناى مُردّد (چند بار آوردن) و مكرّر (تكرار كردن) است و گفتهاند از اين جهت مثانى گفته مىشود كه در تلاوت تكرار مىگردد و هرگز با كثرت تكرار، كهنه نمىشود .... مثانى ممكن است جمع مُثَنَّى باشد از مادّه تثنيه، به معناى تكرار واعاده پياپى؛ چنان كه در آيه «ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ» به معناى كرّةً بعد كرّة و نيز لبيك و سعديك و حنانيك».[٤]
«وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ»[٥]؛ ما سوره هفت آيهاى را (كنايه از سوره حمد) كه از سورههاى مثانى است، در كنار قرآن بزرگ به تو داديم.
زمخشرى گويد: «مثانى از مادّه تثنيه به معناى تكرار است؛ زيرا سوره فاتحه در نماز و غير نماز تكرار مىگردد».[٦]
پس روشن شد كه كاربرد تثنيه (چه همين لفظ و چه صيغه تثنيه) به معناى تكرار پياپى امرى شايع در لغت و در قرآن كريم است و نبايد در اين گونه موارد، آن را تنها به معناى دوبار دانست.
[١] . لسان العرب، ١١/ ٢٤« الَلَ».
[٢] . زمر/ ٢٣.
[٣] . تفسير رَوْح الجِنان، ٩/ ٣٩٨.
[٤] . الكشاف، ٤/ ١٢٣.
[٥] . حجر/ ٨٧.
[٦] . الكشاف، ٢/ ٥٨٧.