نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٧ - «حتى إذا جاء أمرنا و فار التنور»
نمىروياند و بخل مىورزد؛ چه باران بسيار بر آن ببارد يا اندك.
ابومسلم اصفهانى مىگويد: جودى اسم هر كوه و زمين سخت است.[١] در مقابل زمين سست و آيه به معناى آن است كه كشتى نه بر گِل كه بر زمينى بلند و پر بركت نشست.
«قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ»[٢].
گفته شد اى نوح، با درودى از ما و بركاتى بر تو و گروههايى كه با تو هستند فرود آى.
كه نخستين نشانههاى بركت، فرود آمدن كشتى در زمين پربار و پر ثمر بود.
اين كجا و فريضه فرودآمدن كشتى بر بلنداى كوههايى سر به فلك كشيده با پنج هزار متر ارتفاع. آيا در چنين فرضى، نزول آن به سلامت و همراه با بركات خواهد بود يا با رنج و سختى؟
«حَتَّى إِذا جاءَ أَمْرُنا وَ فارَ التَّنُّورُ»[٣]
تا آن گاه كه فرمان ما در رسيد و تنور فوران كرد.
عبارت «وفار التنّور» يا كنايه از فوران خشم خدا دارد چنان كه در مثل نيز گفته مىشود فوارهاش فوران كرد يا فلان قبيله ديگشان بر ما فوران مىكند يعنى خشمشان بر ما شدت مىيابد.
شاعر گفته است:
|
تفور علينا قدرهم فنديمها |
ونفثؤها عنّا إذا حميها غلا[٤] |
|
ديگ ايشان به ما فوران مىكند و ما همچنان هستيم و چون بسيار به جوش آيد آب سردى به روى آن مىريزيم.
نيز تنورشان فوران كرد، يعنى خشمشان تند شد وآتششان شعلهور شد.
بنابراين «فار التّنور» يعنى غضب پروردگار به جوش آمد. يا اينكه عبارت را به معناى حقيقىاش بگيريم، كه از تنور، آب جوشيده باشد.
[١] . مجمع البيان، ٥/ ١٦٥.
[٢] . هود/ ٤٨.
[٣] . هود/ ٤٠.
[٤] . اساس البلاغة زمخشرى، ٢/ ٢١٧.