نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٥ - اطلاق جمع بر تثنيه و بيشتر
ابو البقاء عُكبرايى درباره ضمير اين آيه نقل مىكند كه برخى مرجع آن را داوود و سليمان دانستهاند؛ چرا كه عدد دو نيز جمع است.[١]
طبرى گزارش مىكند كه گروهى از صحابيان، تابعان و همه عالمانِ مسلمانِ پس از ايشان در هر عصرى گفتهاند: خداوند متعال در آيه «فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ» همه افراد ذيل را قصد كرده است: دو برادر يا بيشتر، دو خواهر يا بيشتر، دو مرد يا بيشتر و يا يكى مذكر باشد و ديگرى مؤنث، ليكن بسيارى از قائلان اين مطلب، آن را به سخن پيامبر صلى الله عليه و آله از سوى خدا مستند كردهاند و بقيه عالمان نيز آن را از پيامبر صلى الله عليه و آله به نحو مستفيض گزارش كردهاند و بدين سان يقين حاصل مىشود كه اين تفسير فرموده خداوند است كه به پيامبرش فرموده و او هم آن را به امّت ابلاغ كرده است.[٢]
ابوبكر جصّاص معتقداستكه واژه «إخوة» گاهى بر عدد دو اطلاق مىشود. آن گاه آيات ذيل را براى سخن خويش شاهد آورده و توضيحاتى را بر آنها افزودهاست:
«إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما»[٣]؛ مراد از قلوب، دو قلب است.
«وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ».[٤]
«خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ»[٥]؛ درايندو آيه، لفظ جمعبرتثنيهاطلاق شدهاست.
«وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ»[٦]؛ اگر وارث، يك برادر و يك خواهر مىبود، باز هم حكم آيه شامل حال آن دو مىشد.
از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه «دو و بيش از آن جمع است»[٧]؛ چرا كه عدد سه قطعاً جمع است و از طرف ديگر، عدد دو به سه نزديكتر از عدد يك است؛ زيرا لفظ جمع در عددهاى دو و سه وجود دارد، ولى در عدد يك وجود ندارد (چون
[١] . إملاء ما منّ به الرحمان في إعراب القرآن، ٢/ ١٣٥.
[٢] . جامع البيان، ٤/ ١٨٧- ١٨٨.
[٣] . تحريم/ ٤.
[٤] . ص/ ٢١.
[٥] . ص/ ٢٢.
[٦] . نساء/ ١٧٦.
[٧] . سنن ابن ماجه، ١/ ٣٠٨، باب ٢٤٦، شماره ٩٨١. بخارى نيز در صحيح، ١/ ١٦٧ بابى با عنوان« باب ٣٥: الأذان» گشوده است. نيز ر. ك: فتح البارى، ٢/ ١١٨.