نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٤ - اطلاق جمع بر تثنيه و بيشتر
«وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ. إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ».[١]
«كَلَّا فَاذْهَبا بِآياتِنا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ».[٢]
*** باب چهل و هشتم از كتاب «إعراب القرآنِ» منسوب به زجّاج[٣] درباره آياتى است كه در آنها از الفاظ جمع، تثنيه اراده شده است. برخى از اين آيات را در پى مىآوريم: «فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ»[٤]؛ و اگر ميّت برادرانى داشته باشد، مادرش يك ششم ما ترك وى را مىبرد. و حال آنكه همه مسلمانان (جز ابن عبّاس) اجماع دارند كه هرگاه ميّت دو برادر داشته باشد، مانع مىشوند كه مادر او دو سوم ما ترك را مالك شود، بلكه با وجود آن دو، مادر ميّت فقط حق دارد يك ششم از ما ترك او را مالك شود و آيه نيز بر همين مطلب دلالت دارد.
«وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما»[٥]؛ و مرد و زن دزد، دستشان را ببريد. كه مراد قطع دو دست سارقان است؛ زيرا به طور طبيعى هركس دو دست بيشتر ندارد.
«إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما»[٦]؛ اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه كنيد [بهتر است]، واقعاً دلهايتان انحراف پيدا كرده است. دلهايتان يعنى دو دل شما.
برخى نيز آيه «بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»[٧] را از اين باب دانستهاند؛ زيرا در آيه «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ»[٨] تصريحشدهاستكه دو مغرب ودو مشرق وجوددارد.
«وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ»[٩] كه مراد از ضمير «هُمْ»، داوود و سليمان است؛ زيرا پيشتر از آنان ياد كرده است.[١٠]
[١] . ص/ ٢١ و ٢٢. درحالىكه آنان دو برادر بودند.
[٢] . شعراء/ ١٥. ر. ك: كتاب سيبويه، ٢/ ٢٣٧.
[٣] . به احتمال زياد اين كتاب از مكّى بن أبى طالب است. ر. ك: ملحق الكتاب، ص ١٠٩٦- ١٠٩٩.
[٤] . نساء/ ١١.
[٥] . مائده/ ٣٨.
[٦] . تحريم/ ٤.
[٧] . معارج/ ٤٠.
[٨] . رحمان/ ١٧.
[٩] . انبياء/ ٧٨.
[١٠] . إعراب القرآن، القسم الثالث، ص ٧٨٧.