نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩٣ - اطلاق جمع بر تثنيه و بيشتر
داورى داوود و سليمان عليهما السلام است.[١]
سيبويه در باب «ما لُفِظَ به ممّا هو مثنّى كما لُفِظَ بالجمع» (مواردى كه تثنيه به جاى جمع به كار مىرود) مىنويسد: اطلاق تثنيه بر جمع، آن است كه دو شىء با هم يك واحد كلّى را تشكيل دهند؛ مانند: «ما أحسنَ رُؤوُسَهُما»[٢] و «ما أحسنَ عَوالِيَهُما»[٣]. خداوند متعال نيز در آيه «إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما»[٤] و «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما»[٥] از تثنيه، جمع را اراده كرده است. عرب در اين مثالها ميان تثنيه كه شيئى جداگانه است و اسمى كه به آن اضافه شده و خود، عضو مستقلى است كه به همراه ديگر اعضا، يك واحد كلّى را تشكيل مىدهند، فرق گذاشتهاند؛ (چرا كه سر، دل و دست، هر كدام عضو مستقلى از يك واحد كلى به نام بدن هستند و نيزه هم از آنجا كه يكى از ابزارهاى مورد استفاده انسان در برههاى از زمان بوده، گويا عضوى از پيكره او به حساب آمده است؛ همان طور كه ابزارهاى دفاعى امروز به لحاظ نقش حياتى آنها در حفظ كيان كشورها، جزئى مهم از پيكره افراد هر كشور محسوب مىشود.) اديب بنام، خليل بن احمد نيز بر اين باور بوده كه جمله «فعلنا» (انجام داديم) از مواردى است كه مىتواند هم در جايى به كار رود كه فاعل دو نفر باشند و هم در جايى كه فاعل سه نفر و بيشتر باشند.
كاربرد تثنيه به جاى جمع در عربى صرفاً ويژه اعضاى غير مستقل نيست، بلكه در جايى هم كه دو شىء، جدا و مستقل باشند، از آن دو به جاى جمع استفاده مىكنند. همان سان كه درباره «فعلنا» گذشت. نظر يونس در اين باره چنان بود كه هرگاه عرب بگويد: «ضَعْ رِحالهما و غلمانهما» از ضمير تثنيه «هُما»، جمع (هُمْ) را اراده مىكند؛ اگر چه مضاف اليه به ظاهر تثنيه است. خداى سبحان نيز در آيههاى ذيل از تثنيه، جمع را اراده كرده است:
[١] . مجمع البيان، ٣/ ١٥.
[٢] . سرهاى آنان چه زيباست!
[٣] . نيزههاى آنان چه زيباست!
[٤] . تحريم/ ٤.
[٥] . مائده/ ٣٨.