نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨٩ - استعاره تخييلى
«اعناق» گفته مىشده و در اين آيه هم همين كار برد و مفهوم اراده شده است؛ همان گونه كه آنان را سران و پيشانى و سينه قبايل خويش نيز مىنامند. شاعرى نيز در اين باره چنين سروده است:
|
ومشهد قد كفيت الغائبين به |
في محفل من نواصي القوم مشهود |
|
يعنى و مجلسى كه در آن حضور دارى بخوبى نمايان است كه جاى غايبان را پر كردهاى، محفلى كه در آن سران قوم حضور دارند. مقصود از نواصى قوم، بزرگان ايشان است.[١]
آيه «أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً»[٢] نيز از جمله آياتى است كه در آن استعاره تخييلى به كار رفته است؛ بدين بيان كه خدايانى كه توسط مشركان عبادت مىشوند، خود براى تقرّب و نزديكى به خداى سبحان به دنبال واسطهاند و براى اين كار باهم رقابت مىكنند؛ پس چگونه مشركان آنان را عبادت مىكنند؟
همان طور كه ملاحظه شد، در اين آيه هم از خدايان مشركان به لفظ جمع عاقل تعبير شده است؛ زيرا مشركان آنها را معبود خويش تلقى كرده بودند و بر اين اساس، حكم عاقلان بر آنان جارى شده است.[٣] نظير اين مورد در قرآن كريم فراوان است كه در پى، نمونههايى ديگر از آنها را ياد مىكنيم:
«إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ. أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها»[٤]؛ در حقيقت كسانى را كه به جاى خدا مىخوانيد، بندگانى امثال شما هستند.
پس آنها را [در گرفتاريها] بخوانيد، اگر راست مىگوييد، بايد شما را اجابت كنند. آيا آنها پاهايى دارند كه با آن راه بروند يا دستهايى كه با آن كارى انجام دهند يا
[١] . الكشاف، ٣/ ٢٩٩.
[٢] . إسراء/ ٥٧:« آن كسانى را كه ايشان مىخوانند[ خود] به سوى پروردگارشان تقرّب مىجويند[ تابدانند] كدام يك از آنها[ به او] نزديكترند و به رحمت وى اميدوارند و از عذابش مىترسند؛ چرا كه عذاب پروردگارت همواره در خور پرهيز است».
[٣] . اعرابالقرآن( منسوببهزجّاج)، ص ٩٠٣- ٩٠٤.
[٤] . أعراف/ ١٩٤ و ١٩٥.