نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٦٦ - نمونههاى ديگرى از آيات موهم اختلاف و تناقض
يافتن راه صحيح عاجزند، مىفرمايد: «فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً»[١]. در اين آيه، نخست مىفرمايد: آنان يقيناً عفو مىشوند، سپس عفو و غفران پروردگار را يادآور مىشود و از آنجا كه با كلمه «عسى» همراه شده، ظاهر آن ايجاد اميد است و حتميّتى در آن ديده نمىشود، در حالى كه در تحقّق مفاد آيه هيچ شكّى نيست.
همچنين در آيه «وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»[٢] به كسانى كه از قرآن پيروى كرده، تقوا پيشه كردهاند، وعده رحمت داده شده و با كلمه «لعلّ» آنان را اميدوار ساخته است، حال آنكه به يقين، چنين انسانهايى مورد رحمت قرار مىگيرند.
بنابراين، چنين آياتى در قرآن فراوان است و آنچه اشاره شد، نمونههايى از اين واقعيت است و در دو آيه مورد بحث، تعليق خلود أشقيا در آتش و سعدا در بهشت، بر مشيّت پروردگار، از همين قبيل است و خداوند در وعده و وعيدى كه داده، چيزى بر خود ملزَم نساخته است. لذا پس از تعليق فرمود: «إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ»؛ يعنى هر چند خداى متعال به مقتضاى حال اشقيا و سعدا، وعده خلود در بهشت و جهنّم داده است، ولى به مقتضاى حكمت و ارادهاش، طبق خواست خود عمل مىكند و چون افعال خداوند از ازل تا ابد داراى حكمت است، پس ملزَم به چيز خاصّى نيست، بلكه تنها اراده اوست كه در دنيا و آخرت، حاكم بر تدبير هستى است و هيچ چيز مانع قضا و قدر او نيست؛ چنان كه در آيه «قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ»[٣] وعيد خلود در آتش داده است، ولى در تحقّق خلود، الزامى بر خداوند نيست؛ زيرا او براساس حكمت و علم قديمش «فعّال لما يشاء» است. با اين حال در وعدهاى كه به سعدا داده، تأكيد فرموده است كه اگر مشيّتش بر بقاى آنان در بهشت تغيير كند، باز هم نعمتهايش بر آنان تداوم خواهد يافت و اين تأكيد براى آن است كه آنان به تداوم عنايات پروردگارشان اطمينان خاطر داشته باشند.
بنابراين اشقيا و سعدا به تناسب نوع كردارشان، در جهنّم و بهشت خلود دارند
[١] . نساء/ ٩٩.
[٢] . انعام/ ١٥٥.
[٣] . انعام/ ١٢٨.