نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٤ - «عبس و تولى»
زهير بن أبى اسلمى در ستايش مردى مىگويد:
|
ولأَنت تفري ما خَلَقت وبع |
- ض القوم يخلق ثمّ لا يفري |
|
يعنى زمانى كه چيزى را برآورد مىكنى، انجام آن را قطعى ساختى، ولى ديگران آن را برآورده و ارزيابى مىكنند؛ بىآنكه عزم انجام آن را داشته باشند.
«عَبَسَ وَ تَوَلَّى»
يكى از مواردى كه برخى از غرضورزان مسيحى براى زير سؤال بردن كرامت و استوارى قرآن و ادّعاى وجود تناقض در قرآن بدان استناد كردهاند، اين است: از يكسو خداوند در سالهاى نخست نزول قرآن و در دومين سوره مكّى، پيامبر صلى الله عليه و آله را مىستايد و با تعبير «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[١] او را به داشتن اخلاقى بسيار نيكو و شايسته توصيف مىكند و از سوى ديگر، در آغاز سوره عَبَس با تعبيرى تند و توبيخآميز، او را به دليل تندخويى و رفتار نامناسبش با مسلمانى نابينا به نام «ابن امّ مكتوم»[٢]، نكوهش مىكند و مىگويد «عَبَسَ وَ تَوَلَّى»[٣].
توضيح اينكه طبق برخى از روايات اسباب نزول، پيامبر صلى الله عليه و آله در حال گفتوگو با شمارى از بزرگان قريش؛ مانند عتبة بن ربيعه، ابوجهل بن هشام، عبّاس بن عبدالمطلب، أُبىّ بن خلف و أميّة بن خلف بود و به آرامى با آنان سخن مىگفت و
[١] . قلم/ ٣.
[٢] . وى« عمرو بن قيس بن زائدة بن أصمّ قرشى» بوده است. گفتهاند نام او« حُصَيْن» بود، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله او را عبداللَّه نام نهاد. ابن حيّان به نقل از مردم مدينه مىگويد: نامش عبداللَّه بود، اما مردم عراق وى را عمرو مىگفتند. ابن خالويه مىنويسد: طبق گفته شيخ طوسى در تبيان( ج ١٠، ص ٢٦٨) كنيه او« أبو السراج» بود. وى پس از هجرت از مكّه، مؤذّن رسول خدا صلى الله عليه و آله شد. نام مادرش عاتكه دختر عبداللَّه بن عنكثه وعبداللَّه پسر امّ مكتوم و پسر دائى خديجه بود؛ زيرا مادر خديجه، خواهر قيس بن زائده و نامش فاطمه بود. عبداللَّه ابن ام مكتوم، جزو اسلام آورندگان اوليّه بود كه در مكّه مسلمان شد و از مهاجران اوليّه شمردهمىشود. برخى گفتهاند او پيشاز پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه آمده و برخى نيز گفتهاند اندكى پساز هجرت پيامبر آمده و در زمان عمر وفات يافته است. همچنين بنا به نقلى، در قادسيّه به شهادت رسيده است( ابن حجر، الإصابة، ٢/ ٥٢٣).
[٣] . عبس/ ١.