نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣٤٥ - «عبس و تولى»
آنان را به اسلام فرا مىخواند و اميدوار بود كه به او ايمان آورند. در همان حال، «ابن امّ مكتوم» نابينا از راه رسيد و چون چيزى را نمىديد، بىآنكه متوجّه گفتوگوى آنان شود، پيامبر صلى الله عليه و آله را صدا زد و گفت: «يا رسول اللَّه أقرئني وعَلِّمني ممّا عَلّمك اللَّه»[١]. او چند بار اين سخن را تكرار و كلام پيامبر صلى الله عليه و آله را قطع كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از اين رفتار وى ناراحت شده، روى در هم كشيد و با چهرهاى غضبناك روى خود را از «ابن ام مكتوم» برگرداند و كاملًا روبهروى افراد حاضر نشست. گفتهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىپنداشت بزرگان قريش با خود خواهند گفت كه پيروان او، بردگان و نابينايانند.
در اين زمان آيات نخست سوره عبس نازل شد و از آن پس، رسول خدا صلى الله عليه و آله هر وقت او را مىديد، احترام مىكرد و مىگفت: «مرحباً بمن عاتبتى فيه ربّي»[٢]، پس از اين رويداد، دوبار «ابن ام مكتوم» را نماينده و جانشين خود در مدينه كرد.[٣]
پاسخ: سيّد مرتضى رحمه الله گويد: ظاهر آيه، هيچ دلالتى بر اين ندارد كه توبيخ خداوند متوجّه پيامبر صلى الله عليه و آله است؛ زيرا مفاد آن فقط گزارش اصل ماجراست و به «مخبر عنه» اشارهاى نشده است، بلكه شواهد نشان مىدهد كه كسى غير از پيامبر صلى الله عليه و آله مورد نظر آيه بوده است؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله حتّى با دشمنان خود چنين رفتار تند و خشنى نداشته است؛ چه رسد به مؤمنانى كه براى آموختن آموزههاى دينى نزد وى مىآمدند. پس چگونه مىتوان پذيرفت كه پيامبر صلى الله عليه و آله با بىنيازان و ثروتمندان رفتار نيكو و با فقرا و تهيدستان، رفتار اهانتآميز داشته باشد؛ در حالىكه خداوند او را به داشتن اخلاق عظيم ستوده است: «إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»[٤] و در آيهاى ديگر فرموده است: «وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»[٥]. بنابراين ظاهراً بايد گفت: ظهور آيه «عَبَسَ وَ تَوَلَّى» در نكوهش فردى غير از رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده است.[٦]
[١] .« از آنچه خداوند به شما آموخته، مرا بياموز و اقراء نما».
[٢] .« مرحبا به كسى كه خداوند به خاطر او مرا توبيخ كرد».
[٣] . مجمع البيان، ١٠/ ٤٣٧.
[٤] . قلم/ ٤.
[٥] . آل عمران/ ١٥٩« و اگر تندخو و سخت دل بودى، قطعاً از پيرامون تو پراكنده مىشدند».
[٦] . سيّد مرتضى، تنزيه الأنبياء، ١١٨- ١١٩، با اندكى تلخيص.