نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٦٠ - انواع سحر
متفاوت با آنچه مىخواست و تلاش مىكرد تصوير مىكرد با خصوصيات و نامهايى كه در همگرايى و ناهمگونى همانند بودند سپس با اين تصوير جايگزين همانند يا هم مفهوم سخن مىگفت، سپس آب دهان جمع شده خود را همراه با تكرار مخارج حروف آن، سخن زشت در دهان آن شخص مىپاشيد و اين سخن را با بند يا ريسمانى كه بدين منظور آماده كرده بود گره مىزد كه گويى با شريك جنّى خود در اين دميدن تجديد عهد مىكند تا نشانه عزم و اراده استوار او در اين مقوله باشد و اين كلمات و نامهاى پليدى كه مىگفت روح خبيثى داشت كه با دميدن به صورت آب دهان از دهانش خارج مىشد و ارواح خبيثه از آن نازل مىشد و بدينسان جادوى او بر آن شخص كارگر مىافتاد!
ما خود ديدهايم از جادوگران كه به عبا يا پوستينى اشاره مىكرد بسخنى آهسته و زير لب مىگفت پس يك باره تكه تكه و پاره پاره مىشد، يا به شكمهاى گلهگوسفندى كه در حال چريدن بود اشاره مىكرد پس ناگهان رودههاى آنها از شكمهاشان به روى زمين مىريخت.
نيز شنيدهايم كه در بلاد هند جادوگرى است كه به انسان اشاره مىكند و قلب او را مىربايد، آن شخص بر زمين مىافتد و مىميرد و هرچه جستجو مىكنند قلب او را در درونش نمىيابند. يا به انار اشاره مىكند و چون آن را مىشكافند دانهاى درونش نمىيابند.
همچنين شنيدهايم كه در سرزمين سودان و تركستان كسانى ابرها را جادو مىكنند و در نتيجه در يك سرزمين مخصوص مىبارند و همچنين از كارهاى طلسمها شگفتىهايى از اعداد همگون و موافق در حساب ابجد يا داراى مخرج مشترك ديدهايم و اهل طلسمات نقل كردهاند كه اين اعداد در ايجاد الفت ميان دو دوست و همگرايىشان مؤثرند، بدين ترتيب كه دو مثال براى آن دو تعيين شود، يكى به طالع زهره كه در خانهاش يا در مدار مربوطه نظر قبول و دوستى به ماه داشته باشد ...[١]
فريد وجدى سپس مشاهدات گردشگران غربى در سفرهاى خود به قارّههاى
[١] . ر. ك: مقدمه ابن خلدون، فصل ٢٢، ص ٤٩٦- ٤٩٩.