نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٨ - روسفيدان و روسياهان در رستاخيز
كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ»[١] روز قيامت دروغگويان بر خدا را مىبينى كه چهرههاشان سياه است، يعنى غبارآلود و گرفته از وحشت چشماندازِ پيش رو، و در آن سوى ديگر چهرههاى صالحان، گشاده و خندان.
در سوره عبس نيز فرمايد: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ، ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ. وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ، تَرْهَقُها قَتَرَةٌ. أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ»[٢].
وجوه مسفره همان چهرههاى روشن و نورانى و گشاده است چون خندان و شادان است؛ آرى شادمان و خرّم از پاداشهاى پروردگار كه به چشم مىبينند.
چهرههايى نيز غبارآلود (از غبار ظلمت) به دليل اندوه و گرفتگى و وحشت از آينده است كه «قتره» آن را فرا مىگيرد، يعنى گرفتگى و درهمكشيدگى كه خود تفسير تيرهرويى است، يعنى تيرگى و تارى اندوه و گرفتگى از آن هويداست، تيرگى كه صفاى پوست چهره را مىزدايد.
زيدبن اسلم گويد: غبره، غبارى است كه از فراز مىريزد و قتره غبارى است كه از زمين بر مىخيزد.[٣]
در آيه ديگر مىفرمايد: «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ. وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ»[٤].
براى كسانى كه كار نيكو كردهاند، نيكويى [بهشت] و زياده بر آن است.
چهرههاشان را غبارى و ذلّتى نمىپوشاند. اينان اهل بهشتند، در آن جاودانه خواهند بود. و كسانى كه مرتكب بدىها شدهاند، [بدانند كه] جزاى هر بدى مانند آن است و خوارى آنان را فرو مىگيرد. در مقابلِ خدا، هيچ حمايتگرى براى ايشان نيست. گويى چهرههاشان با پارههايى از شب تار پوشيده شده است. آنان همدم آتشند، كه در آن جاودانه خواهند بود.
در اين آيه به جاى سياهى چهره چنين تعبير شده كه پارههايى از شب تار
[١] . زمر/ ٦٠.
[٢] . عبس/ ٣٨- ٤٢.
[٣] . مجمع البيان، ١٠/ ٤٤١.
[٤] . يونس/ ٢٦- ٢٧.