نقد شبهات پيرامون قرآن كريم - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣١ - داستان صليب
موت شده است، در اينجا مانده با من بيدار باشيد.» و باز آمد و ايشان را در خواب يافت و همين گونه بار دوم و سوم. پس گفت: «الحال ساعت رسيده است كه پسر انسان (يعنى خود او) به دست گناهكاران تسليم شود. برخيزيد برويم اينك تسليم كننده من نزديك است.» عبارت مرقس نيز مضمون آن مانند عبارت متّى است. اما لوقا افزوده: فرشتهاى از آسمان به سوى مسيح آمده او را تقويت كرد و او به سختى تمام نماز مىخواند و مانند قطرات خون عرق مىريخت. اما آمدن عيسى براى بار سوم نزد شاگردان را نياورده است.
و امّا يوحنّا تمامى اين گزارش را حذف كرده؛ حال آن كه او يكى از سه نفرى است كه مسيح از ميان شاگردان خود برگزيد. اين نشان از بىاساس بودن همه اين گزارش دارد.
٤. متى مىگويد: «و هنوز سخن مىگفت كه ناگاه يهودا كه يكى از آن دوازده بود با جمعى كثير با شمشيرها و چوبها از جانب رؤساء كهنه و مشايخ قوم آمدند. و تسليم كننده او بديشان نشانى داده گفته بود هركه را بوسه زنم همان است او را محكم بگيريد. در ساعت نزد عيسى آمده گفت سلام يا سيّدى و او را بوسيد. عيسى وى را گفت اى رفيق از بهر چه آمدى، آن گاه پيش آمده دست بر عيسى انداخته او را گرفتند.»
مرقس در مضمون گزارش، با متّى موافق است. اما لوقا مىنويسد: «و عيسى بدو گفت اى يهودا آيا به بوسهاى پسر انسان را تسليم مىكنى؟» به جاى عبارت: «اى رفيق از بهر چه آمدى» نيز افزوده است: «مسيح نزد ايشان بيرون شد و گفت: كه را مىخواهيد؟ گفتند: يسوع ناصرى را. پس گفت: من همو هستم. آنان به سمت عقب برگشتند و به زمين افتادند. سپس دوباره تكرار كرد و دوباره همان پاسخ را را دادند.
پس گفت اگر مرا مىخواهيد اينان را رها كنيد تا بروند».
٥. متى مىگويد: «دست بر عيسى انداخته او را گرفتند. و ناگاه يكى از همراهان عيسى دست آورده شمشير خود را از غلاف كشيده بر غلام رئيس كَهَنه زد و گوشش را از تن جدا كرد ... در آن وقت جميع شاگردان او را واگذارده بگريختند.» اما مرقس گريختن شاگردان را ذكر نكرده. لوقا نيز به تنهايى اين را نقل كرده كه مسيح دست بر