دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٣٢
خروش بيرونى از واقعه سخن گفته باشند!
چهارده قرن از وقوع حادثهى كربلا مىگذرد و به شهادت تاريخ در سوگ هيچ انسانى از آدم تا خاتم، آنقدر مرثيه كه در سوگ ابا عبد اللّه سروده شده است، پديد نيامده و شعر سروده نشده است و گذشت زمان و مرور دهور آن را هر سال از سال پيش زندهتر و شكوهمندتر ساخته است.
شعر حسينى به خاطر وجود روح حماسى موجب خشم ظالمين شد و باعث شد به صورت رمزى براى پيكار و حتى حقطلبى مبدل شود. شعر حسينى سينهبهسينه جزئيات حادثهى كربلا را نقل كرد تا موجب جاودانگى آن شود و به دليل ورود به مجالس و منابر، پايگاه مردمى مناسبى كسب نمود و حتى به خاطر علقههاى قلبى و فكرى مردم به سرعت در حافظهى آنان جاى گرفت و گاهى به صورت ضرب المثل هم درآمد١.
شعر حسينى يكى از عاطفىترين، تأثيرگذارترين و صادقترين اشعار در ادب عرب محسوب مىگردد. شدت فاجعهى عاشورا، فشار و بىعدالتى حاكمان، سوز و شور دينى، بىنظيرى حماسهى حسين و ترغيب ائمه اهل بيت ع از عوامل موثر در نشأت و شكوفايى اين ادب به شمار مىآيد.
در مقابل ترغيب و تشويق ائمه، تحذير و تهديد حاكمان خصوصا در عصر بنى اميه و بنى عباس شدت مىيابد. ليكن از اوجگيرى اين ادب نمىكاهد، بلكه بر شور آن مىافزايد.
مهمترين عوامل و انگيزههايى را كه باعث شد شاعران در مدح امام حسين (ع) و كربلاى او شعر بسرايند عبارتند از:
ثواب و وصول به اجر اخروى،
تعلّقات اعتقادى و وابستگى مذهبى،
شيفتگى به اين حماسه بزرگ،
حبّ اهل بيت،
حبّ اهل بيت،
و بالاخره عمق فاجعه و شدت تراژدى عاشورا،
شدت فاجعهى كربلا، اشك و احساس شاعر را بىاختيار به جوشش واداشت و در شعر و ادب سرازير نمود. از اينروست كه «رثا»٢ يكى از برجستهترين اغراض شعر حسينى در همهى دورهها به شمار آمده است.
از ديگر سو، ضربهى بيدارگرى كه حسين (ع) بر غيرت خفتهى دينى نواخت، شور و سوز احياى سنت پيامبر (ص) و عطش حاكميت صالحان را در جامعه زنده كرد و در قالب اشعار حماسى٣ به دامان ادب ريخت.