دانشنامه شعر عاشورایی - محمد زاده، مرضیه - الصفحة ٢٢٦
ابو محمّد صورى
عبد المحسن بن محمّد بن احمد بن غالب بن غلبون صورى از شعراى قرن چهارم و اوايل قرن پنجم است. اشعارش در عين سلامت و روانى، پرمعنى است. وى در غزلسرايى لطيف و در بحث و جدل استوار است. ديوانش در حدود ٥٠٠٠ بيت است كه روحيهى مذهبى او را نشان مىدهد.
ابن شهر آشوب او را در سلك شعرايى نام مىبرد كه بىپروا به ستايش اهل بيت برخاستهاند و ثعالبى در كتاب خود ٢٢٥ بيت از اشعار او را ثبت كرده است.١
ابو محمد صورى در نهم شوال سال ٤١٩ ه ق در سن هشتاد سالگى درگذشت.٢
-*-
مدح اهل بيت:
١ - عيون منعن الرقاد
العيونا ***** جعلن لكلّ فؤاد فنونا
٢ - فكنّ المنى لجميع الورى ***** و كنّ لمن رامهنّ المنونا
٣ - و قلب تقلّبه الحادثات ***** على ما تشاء شمالا يمينا
٤ - يصون هواه عن العالمين ***** و مدمعه يستذلّ المصونا
٥ - فمالى و كتمان داء الهوى؟! ***** و قد كان ما خفته أن يكونا
١ - چشمانى آشوبگر كه خواب از چشمها ربودند و هر دلى را مفتون خود
ساختند.
٢ - آرزوى جهانيان بودند، آفت جان همگان.
٣ - دلى دارم كه حوادث روزگارش برآشفت، از چپ و راست به خاك و خونش كشيد.
٤ - شور درون را از همگان پنهان كردم و اشك رخسارم آتش دل را برملا ساخت.
٥ - ديگر از چه درد عشق را كتمان كنم «كوس رسوايى من بر سر هر بام
زدند».
٦ - و كان ابتداء الهوى
بى مجو ***** نا فلمّا تمكّن أمسى جنونا
٧ - و كنت أظنّ الهوى هيّنا ***** فلاقيت منه عذابا مهينا
٨ - فلو كنت شاهد يوم الوداع ***** رأيت جفونا تناجى جفونا
٩ - فهل ترك البين من أرتجيه ***** من الأوّلين و الآخرينا؟!
١٠ - سوى حبّ آل نبىّ الهدى ***** فحبّهم أهل الآملينا
٦ - ابتدا عشق را بازيچه پنداشتم اينك كارم به جنون كشيده است.
٧ - هواى دل را سرسرى گرفتم، اينك رنج هجرانم از پاى درآورده است.
٨ - كاش روز وداع، شاهد حال زارم بودى كه ديدگان من و او به راز و نياز اندر بودند.